چهار شنبه , جولای 15 2020
azfa
تازه ها

خاطره ای از قیام سال 85 در آذربایجان جنوبی

گادتب: یادم می آید چنان خشمی تمام وجود ما دانشجویان را فرا گرفته بود که با هیچ کلمه عذرخواهی از طرف فاشیست خاموشی نداشت به همراه دوستان به صف تظاهرات کنندگان پیوستیم،هر لحظه بر تعدادمان افزوده میشد و صف تظاهرات بر علیه توهین فاشیستها محکمتر میشد.

غیرت هر تورک به جوش می آمد شعارهای محکم و استواری با اتحاد همدیگر بر علیه فاشیست سر میدادیم همچنان رو به جلو حرکت میکردیم چندین دوست دست در دست هم رو به جلو میرفتیم، هارای هارای من تورکم ،فریاد اولوم اولسون فاشیست سرمیدادیم آنچنان بر اتحادمان افزوده می شد کی هیچ ارگانی یا نیروی نظامی یارای مقابله با تظاهر کنندگان را نداشت.

بسیاری از جوانان از فرط عصبانیت شیشه های بانکهای فاشیستی با نامهای جعلی فارسی را پایین میکشیدند  چندین بانک هم در این بین به آتش کشیده شد اما معلوم نبود از طرف تظاهر کنندگان بود یا افراد حکومتی بین تظاهرکنندگان افراد متشخصی با کت و شلوار اتو کشیده بین ما جوانان و مردم متعصب دیده میشد که گاه در دست ما در صف مقدم رو به جلو حرکت میکردند این افراد موبایل نیز همراه داشتند که در آن هنگام اغلب موبایل دوربین دار نوکیا بود موبایل در دم گوشهایشان گاهی سر تکان میدادند گویی با دوستان یا افراد خانواده تماس گرفته و ارتباط برقرار میکردند.

بعد از عصر و رو به تاریکی همچنان تظاهرات ادامه داشت تا آنکه راهی خانه هایمان شدیم فردای آن روز خبر رسید از بابک و علی خبری نیست،افراد خانواده و فامیل به دنبالش راهی کلانتری ونیروی انتظامی و جاهای دیگر سرک کشیدند اما انگار آب شده و در داخل زمین فرو رفته بودند.

آنروز سپری شد فردای آن روز نیمه های ساعت 3 شب زنگ خانه مان به صدا در آمد پدرم آیفون را برداشت گفتند لطفا بیصدا دم در منزلتان تشریف بیاورید پدرم در را باز کرد سه نفر لباس شخصی با هیکلهای گنده وارد منزل شدند و بدون اینکه اجازه دهند حرفی بزنم گفتند لباس لازم نیست با همان لباس زیر بیا برویم و و چندین دفتر و دستک و یک کامپیوتر قدیمی که داشتم چشمانم را بستند و مرا سوار کردند،پله پله و پله بود که پایین می رفتم مثل آنکه زیر زمین بود،چشمانم را بازکردند سیلی پشت سیلی به صورتم میخورد.

چرا تظاهرات میکنی مگر این مملکت کم لطفی به شما کرده،مفت درس میخوانید مفت میخورید مفت میخوابید مثل اینکه زیادیتان شده آب سرد رو صورتم میرختند و سیلی میکشیدند یک نفر آمد مرا زیر مشت و لگد انداخت خودم را گم کرده بودم اما خون شدیدی از دماقم سرازیر میشد،مرا از پاها آویزان کردند گفتند بگو ازکه دستور میگیری گفتم من اصلا در تظاهرات نبودم که از کسی دستور بگیرم پاهایم را باز کردند فیلم موبایل رو به خودم نشان دادند پس این کیست این شعارها چیست خفه شو زنا…. خفه شو مادر جن… مادرت را به عزایت مینشانیم.

آن روز مرا از پا آویزان کردند و زدند و زدند از حال رفتم ،آب رو صورتم ریختند به خود آمدم آن شب تا نمیدانم سپیده صبح بود یا ظهر  مرا همانطور آویزان کردند چون نوری دیده نمیشدم همه جا بسته بود یکی از آن لباس شخصی ها پاهایم را باز کرد چنان ورمی سراپایم را گرفته بود که سرتاپای وجودم درد میکرد از شدت درد زوزه میکشیدم با سیلیهای محکم رو بدنم میزدند،صدای پای شخص سوم شنیده میشد آرام آرام نزدیکم آمد

گفت: بیا رئیس دستور داده شمارا آزاد کنیم

با خود میگفتم خدایا یعنی حقیقت دارد چشمهایم را بستندپله ها را بالا رفتیم چشم بسته یک صدای یکی را میشنیدم که میگفت شانس آوردی وگرنه الان باید مراسم خاکسپاریت را برگزار میکردند

آزاد شدم در یکی از محله های سلمان آباد پیاده ام کرده بودند یکنفر از سر دلسوزی سوارم کرد و به خانه رفتم مادرم با دیدن حالم هی به صورت و صورتش زد هی صورتش را چنگ میزد فورا مرا  به بیمارستان رساندند حدود یک هفته در بیمارستان بستری شدم دماقمم شکسته بود بعد به خانه آمدیم مادر گفتم با التماس به دوست شوهر عمه ات که سرگرد سپاه بود تو را آزاد کردند خونه آمدیم قربانی و .. کردند .

بعدها خبر رسید بابک دوستمان با  دستها و پاهای شکسته در بیابانهای پیله سحران رها شده بوده که پیدایش کردند و از علی هم خبری نشد که نشد

با شوهر عمه ام که دیدارکردم  و بابت آزادییم ازش تشکر چگونگی تظاهرات را برایش شرح دادم شوهر عمه ام گفت مهدی اون افراد متشخص که با شما در صف مقدم و موبایل به کمر دست در دست شما داده بودند افراد و عوامل اطلاعاتی بودند که برای شناسایی شما خودشان را همرنگ شما در آورده بودند و  گوشی را به گوش اما از شماها فیلم برداری کرده بودند با شنیدن این جمله حیرت زده شده بودم خدایا اینان دیگر کیستند حتی شیطان را درس می دهند.

دوباره امتحان کنید

تجمع گروهی از جوانان سولدوز برای جلوگیری از برچیده شدن المان سولدوز

گادتب: به گزارش مرکز خبر گادتب، صبح امروز مزدوران ایران برای تخریب و حذف کلمه …

تداوم درگیری شدید در جبهه در نتیجه تجاور نظامی دوباره ارمنستان اشغالگر در منطقه تووز

گادتب: به گزارش مرکز خبر گادتب، در نتیجه تجاور نظامی دوباره ارمنستان اشغالگر در منطقه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *