سه شنبه , فوریه 19 2019
azfa

مهدی اکبری‌فر: افسانۀ فدرالیسم

گادتب: عموما قاعده بر این است که مخالفان، رفرمیست‌ها، براندازها، اصلاح‌طلب‌ها، کودتاچی‌ها، انقلابیون یا هر گروه سیاسی دیگر، هنگام تصمیم گیری و طرح‌ریزی برای فردای یک مملکت، از این صحبت می‌کنند که به دنبال دموکراسی یا سوسیالیسم یا لیبرالیسم یا حکومت دینی و یا ملغمه‌ای از اینها هستند. طرح «فدرالیسم» در این میان موضوعیتی ندارد.

هر چه فکر می‌کنم نمی‌فهمم فدرالیسم را بر چه اساس می‌توان برای این کشور تجویز کرد. فدرالیسم با آزادی بیان و حجاب اجباری چه نسبتی دارد؟ مثلا اگر درمان مرکزگرایی است، فدرالیسم چه دردی از قیامدشت و قلعه‌حسن‌خان و پاکدشت و … دوا خواهد کرد که چسبیده‌اند به تهران؟

اگر قصۀ اختلافات فرهنگی است، آیا ما انقدر اختلافات فرهنگی میان نقاط مختلف این کشور داریم که نتوانیم سر یک سفره بنشینیم؟

آیا در همین واحدهای کوچکتر استانی و شهری اکنون ایران، ترک و کرد و ارمنی و آشوری در ارومیه، تات و ترک و کرد در خلخال، تالش و ترک در هشتپر، سیستانی و بلوچ و ترکمن و .. در گرگان، عرب و لر در اهواز و …، و همه و همه در تهران در کنار هم زندگی نمی‌کنند(جز آنجا که پای همین فدرالیست‌ها در میان است)؟

القای نیاز به فدرالیسم بر مبنای واحدهای قومی (که طبعا باز به نفع اکثریت‌های کوچکتر عمل خواهد کرد)، آن‌هم در مرزهایی مبهم با تنوع بالای زبانی و قومی و مذهبی، بر مبنای دشمن پنداشتن گروه‌هایی از مردم با یکدیگر صورت می‌گیرد.

گذشته از مبنای ارتجاعی چنین تقسیماتی که خویشی قومی و همزبانی را به جای مفهوم مترقی شهروندی می‌گیرد، دیگری‌ستیز‌ی و دیگری‌سازی حامیان ایدئولوژیک فدرالیسم، زنگ خطر نسل‌کشی‌ها و جوی‌های خون و جنگ داخلی را به صدا در می‌آورد.

اگرچه به باور نگارنده اکثریت مردم ایران باور به برادری و هم‌میهنی با گروه‌های دیگر قومی و زبانی داخل مرزهای کشور دارند، اما افتادن رشته کارها به دست گروه‌های ایدئولوژیک، خطر را عینی می‌کند. نه همۀ ارمنی‌ها در کشتار «خوجالی» دست داشتند، نه همۀ صرب‌ها در گروهان‌های کشتار «سربرنیتسا» بودند، نه همۀ پشتون‌ها عضو طالبان و نه همۀ اهل سنت داعشی بودند. قدرت‌گرفتن گروه‌های ایدئولوژیک با تعداد اعضای بسیار اندک در قیاس با جمعیتی که ادعای نمایندگیش را دارند، بزرگترین فجایع صدسال اخیر را رقم زده است.

البته عنصر همیشگی «تفرقه بیانداز و حکومت کن» را هم نباید از نظر دور کرد، بلکه در مواردی، آن را باید بازیگر اصلی این میدان دانست.

حرکت به سمت ایران فردا، با خط‌کش و قیچی به دست گرفتن صورت نخواهد گرفت. احتمالا چاره راه در روشن کردن نسبت ما با «دموکراسی» و پی بردن به مفهوم «شهروندی» است. طرح موضوعات فرعی از سوی گرو‌های ایدئولوژیک و ذات‌باور سعی برای ماهی گرفتن از  آب گل‌آلود است و قطعا فدرالیسم سرآغاز تجزیه خواهد بود.

دوباره امتحان کنید

آزادی موقت مرتضی ثنایی فعال ملی آذربایجانی با قرار وثیقه ۲۰۰میلیون ریالی از زندان رژیم در اردبیل

گادتب: به گزارش مرکز خبر گادتب، مرتضی ثنایی فعالی ملی  آزربایجانی بعد از ظهر دیروز …

دکتر توحید ملک زاده: مساله هویت در آذربایجان در دوره رضاشاه

گادتب: مساله هویت در آذربایجان در دوره رضاشاه در دوران رضاشاه ؛ ۵ گرایش عمده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *