سه‌شنبه , ژانویه 19 2021
azfa

آرش کهبور: باکو چگونه آزاد شد؟ ؛ سندی بر وحدت ملی آزربایجان و تورکیه

گادتب: بعد از انقلاب بلشویکی در سال هزار و نهصد و هفده ، ارتش روسیه منطقه ی قفقاز را ترک کرد ، بعد از این واقعه با تکیه بر شرایط جدید ، آزربایجان ارمنستان و گرجستان تحت ساختاری بنام جمهوری فدراتیو ماورای قفقاز متحد گشتند لیکن انگلیستان با طمعی که نسبت به نفت و گاز طبیعی باکو داشت نقشه ی شومش را اجرایی کرده و منطقه ی قفقاز را به مرکز آشوب و نا امنی بدل کرد.

بدین ترتیب فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناک)با کمک و حمایت انگلیسی ها در آزربایجان شروع به غارت کردند،آن ها بی مهابا صد ها روستا را نابود کرده ، مساجد ، مدرسه ها و بناهای مهم تاریخی از جمله بنای مهم اسماعیلیه را نابود کرده و بدون تفکیک زن و مرد و پیر و جوان و کودک، حدود صدو بیست هزار نفر تورک آزربایجانی بی گناه و معصوم را به بی رحم ترین صورت ممکن به قطل رساندند.

این اتفاق شوم که عمدتا در شهر های باکو و شاماخی رخ داد در سی و یکم مارس هر سال بعنوان روز نسل کشی آزربایجانی ها یاد می شود.

در اولین روزهای بعد از این وقایع خونین ، اعضا حزب (دموکراتیک فدرالیست های مساوات ترک) با هدف مقابله در برابر هجوم بی رحمانه ی بلشویکی-داشناکی و همچنین تعیین سرنوشتشان ،در تاریخ بیست و هشت مِی هزار و نهصد و هیجده ،تاسیس جمهوری آزربایجان را توسط شورای ملی آزربایجان به رهبری محمد امین رسول زاده به تمام جهانیان اعلام کردند، بدین منوال نخستین جمهوریِ جهان اسلام و جهان تورک بنیان شد.

شورای ملی ، گنجه را به عنوان پایتخت موقت حکومت خود برگزیده و برای رهایی قره باغ و به ویژه باکو که آن موقع توسط استفان شاهیانیان اداره می شد و روس ها ، ارمنی ها و انگلیس ها آن را حکومت می کردند، از برادر بزرگ تر آزربایجان ، یعنی دولت عثمانی تقاضای کمک کردند.

در این مورد محمد امین رسول زاده چندین سال بعد در کتاب “چگونگی شکل گیری و وضعیت کنونی” چنین می نویسد:

“تنها امیدمان به سمت آنها(دولت عثمانی) بود،آن ملت برادر خواهد آمد ما را از دست دشمن نجات خواهد داد، امیدی جز این برای مردم نمانده بود.”

و اما حکومت عثمانی در آن برهه با اینکه در جنگ جهانی اول شکست خورده و در چندین جبهه در حال نبرد بوده و از هر گوشه ای تهدید به نا امنی‌و اشغال می شد،دعوت تورک های آزربایجان را با جان و دل پذیرفته و با استقرار نیروهایش در گنجه قوایش را به سوی باکو روانه کرد.

در جبهه ای دیگر هدف عملیات ارتش عثمانی ورود به خاک آزربایجان جنوبی از طریق نخجوان و همچنین جلوگیری از اشغال تبریز توسط انگلیسی ها بود،بدین ترتیب علی احسان پاشا فرمانده لشکر چهار ارتش ششم در جبهه ی عراق با پیش روی بسمت شمال در ژوئن سال هزار و نهصدو هجده تبریز را آزاد ساخته و بدین نحو پرستوهای خسته ی امید و آزادی را در آزربایجان جنوبی نیز به پرواز در آورد.

آن ها سپس با پیش روی و آزادسازی خوی و قره باغ در اصل توانسته بودند آزربایجان جنوبی و شمالی را متحد کرده و داغ حسرت صدساله شان را تسکین بخشند .

باکو در نزد انور پاشا (وزیر جنگ عثمانی) دروازه ای بود که به تورکستان و یا توران باز می شد و از این نقطه نظر برای وی بسیار حائز اهمیت بود زیرا وی ژنرالی جسور و آرمان گرا بود و همواره بزرگترین آرزویش را اتحاد تمامی تورک های جهان و احداث توران بزرگ قلمداد می کرد،در همین روزها او در گفتگویی که با صدری مقصودی بیگ رئیس دولت ملی تورکان قازان داشت از این آمال سخن به میان آورده و بر اهمیت و الویت آزادسازی باکو تاکید ویژه ای کرده بود.

و بالاخره ارتش اسلامی قفقاز بعد از چهل روز محاصره با جسارت، از خود گذشتگی و عزمی ستودنی وارد باکو شد.در این بین نبرد سختی صورت گرفته و تلفات بسیاری را طرفین متحمل شدند لیکن در نهایت آزربایجان در سخت ترین ، سرنوشت سازترین و مظلوم ترین روزهای خود ، توسط ارتش اسلامی قفقاز ،به فرماندهی نوری پاشا از دست جانیان و غاصبان نجات یافته و به باکو اجازه و فرصتی داده شد تا نفسی تازه کشیده و هویت تورک خود را حفظ و از نو احیا کند.

بعد ها در این مورد ژنرال دنسترویل چنین اعتراف می کند :

” دیگر ممکن نبود در مقابل ارتش تورک های عثمانی ایستادگی کنیم آن ها چنان با جان و دل و از خود گذشتگی فاخری می جنگیدند که گویی در داخل مرزهای عثمانی و بخاطر دفاع از وطن خویش مبارزه می کنند…”

بدین ترتیب پایتخت جمهوری آذربایجان پس از گنجه به باکو انتقال یافت و آفت بلشویسم و داشناکیسم برای مدت کوتاهی هم که شده از آزربایجان ریشه کن شد . این جریان بلوغ و شعوری را نهادینه ساخت که بستر ایدئولوژیکی تورانیسم و جریانات سیاسی ضد امپریالیستی، از تحریف ، آسیب و سیاست های تحمیلی ، علی رغم سلطه و فشار همه جانبه شوروی در امان مانده و جاویدان گشتند.

حکومت عثمانی در راه نجات برادرانش، یک هزارو صد و سی شهید داده است،هم اکنون در شهرهای چون باکو ،آبشرون ، شکی ، شاماخی ، گوی چای ، کوردمیر نفت چالا ، و قوبا ، آرامگا های شهدای ارتش اسلامی قفقاز وجود دارد که به معنای قدردانی و احترام نسبت به شهدای عثمانی ، پرچم های دو کشور تورکیه و آزربایجان با غرور در کنار هم به اهتزاز در می آیند.

نوری پاشا بعدها در قبال نامه ی تشکر و قدردانیِ نخست وزیر وقت آزربایجان ،فتحعلی خان خویلو جواب قابل تاملی را می نویسد:

“منافع آزربایجان منافع ماست، در ازای استقلال آزربایجان اگر نیاز باشد با کمال افتخار حاضریم بازهم از جان های خود بگذریم ”

متعاقبا رنج و اندوه چنان نسل کشی هولناکی، برای همیشه ی در خاطر تورک ها تازه و ماندگار خواهد ماند ، منتها پس از ورود ارتش اسلامی قفقاز به باکو و شکستن زنجیرهای سلطه و اشغال و پایان دادن به نسل کشی وحشیانه،برای مدت اندکی هم که شده چنان شور و شعف وصف ناپذیری در خیابان های و چهره های معصوم مردمان باکو مجسم کرده بود که گویی وفاداری ، عشق و آغوش برادرانه در آن لحظات خاطر آزرده مردان ، زنان و کودکان آزربایجانی را التیام بخشیده بود.این وصف و تصویر در نوشته های بعدیِ محمد امین رسول زاده بخصوص مجله ی یئنی قافقازیا به درستی ابراز شده و به چشم می خورد.

همچنین در وصف و تمجید از ارتش اسلامی قفقاز و دولت عثمانی ،هنرمندانی از سراسر آزربایجان آثار ارزشمندی را اتحاف و پیشکش کرده اند.

از جمله این آثار، شعر “چیرپینیردی قارادنیز” اثر احمد جواد و ترانه ی “لاله لر” اثر تلمان حاجیئف که سربازان عثمانی را به خاطر کلاه مخصوصی بنام فس که در سر داشتند به لاله تشبیه کرده است از مشهورترین این آثار می باشند.

اکنون پس از گذر بیش از صد سال از این اتفاقات به وضوح می توان گفت که در آن دوره ی حساس ارتش اسلامی قفقاز در استقلال و پایداری آزربایجان همچنین جلوگیری از تبدیل شدن باکو به یک شهر ارمنی نقش تاریخی داشته است. اگر هنوز هم ماه و ستاره ی آزربایجان بر سپهر قفقاز می درخشد و اگر باکو هنوز هم یک شهر تورک است ، این به لطف و نثار ارتش اسلامی قفقاز و دولت عثمانی بوده و هست.

در آخر بسیار قابل است که بدانیم ، اثبات برادری تورکیه و آزربایجان مختص و محدود به آن واقعه نبوده ،بلکه در امتداد تاریخ نثار ها ،مدد ها ، هم دلی ها و همیاری های متقابل فراوانی به ویژه در وضعیت های حساس و سرنوشت ساز شاهد بوده ایم ، چنانکه محمد امین رسول زاده می گوید، ما و تورکیه یک ملت در کالبد دو دولت هستیم وچنین که سالیان بعد آتاتورک تاکید می کند که شادی و پیروزی آزربایجان شادی و پیروزی تورکیه و درد و رنج آذربایجان درد و رنج تورکیه می باشد .

امید است این تاریخ سرشار از غرور و بالندگی و این واژه های سرشار از عجز در مقابل اینهمه از جان گذشتگی و عشق برادرانه ، تسجیل و تنظیمی باشد از برای قدردانی و تهنیت این نعمت ملی و ادامه و ارتقای این آغوش دیرینه.

دوباره امتحان کنید

عباس لسانی در حمایت از یوسف کاری دست به اعتصاب غذا زد

گادتب: به گزارش مرکز خبر گادتب، عباس لسانی فعال ملی و زندانی سیاسی سرشناس آذربایجان …

سازمان ملل شریک جنایات چین در نسل کشی ترکان اویغور

گادتب: به گزارش مرکز خبر گادتب، اسناد و مدارکی که خبرگزاری آناتولی به آنها دست …

دیدگاهتان را بنویسید