پنج‌شنبه , ژانویه 21 2021
azfa
تازه ها

افشای دروغ بودن نسل کشی ارمنی توسط هووانس کاچازنونی

گادتب: کتابی توسط محقق تورک “محمد پرینچک ” به هنگام مطالعه درباره مساله ارمنی در کتابخانه لنینگراد پیدا و توسط مترجم تورک ” عارف آجال اوغلو ” به تورکی استانبولی ترجمه شد .

چاپ اول کتاب به زبان تورکی در سال 2005 و در سال 2006 چاپ پانزدهم آن به ثمر رسید.

چاپ های انگلیسی ، فرانسه و آلمانی آن انجام شده و چاپ اسپانیایی و چینی آن در حال انجام است.

این کتاب برای اولین بار در تاریخ خیلی چیزها را درباره ارمنه روشن ساخت و لاف بزرگ آن ها را برای مظلوم نمایی رسوا ساخت.

“هووانس کاچازنونی ” نویسنده کتاب فوق ، اولین نخست وزیر جمهوری ارمنستان از جولای 1918 تا آگوست 1919 و از بنیانگزاران و رهبران اصلی و مهم ترین شخصیت حزب داشناکسیون ارمنی است.

این کتاب گزارشی بود که توسط کاچازنونی در سال 1923 به شکل کتاب و به زبان ارمنی و تحت نامی که نویسنده انتخاب کرده بود ، یعنی (حزب داشناکسیون دیگر قادر به کاری نیست) چاپ شد.

کتاب در سال 1927 به زبان روسی در تفلیس چاپ شد.

چاپ انگلیسی آن در سال 1955 توسط مرکز اطلاعاتی ارامنه در نیویورک انجام شد.

کتاب کاچازنونی در ارمنستان ممنوع است و نسخه های ترجمه شده آن به زبان های دیگر از کتابخانه های اروپا توسط داشناک ها جمع آوری شده است .

نام کتاب در کاتالوگ کتابخانه ها موجود ولی از خود کتاب در قفسه ها خبری نیست.

(آزادی مورد ادعای اروپاییان همین است)

دولت ارمنستان و دیاسپورای ارامنه دولت عثمانی ، رهبران حزب اتحاد و ترقی و حکومت #آتاتورک را متهم به نسل کشی ارمنی ها از 1915 تا 1923 می کنند ، در صورتی که سال های فوق سال های جنگ رهایی بخش ملی تورکیه و دورانی است که حزب داشناکسیون ابتدا به عنوان آلت دست دولت روسیه تزاری و سپس آلت دست دول غربی (انگلیس ، فرانسه ، امریکا) و تحت امر و هدایت آن ها بر علیه تورکیه می جنگیدند.

این واقعیت تاریخی در هزاران سند حزب داشناکسیون و دولیت ارمنستان که در آرشیوهای ارمنستان و روسیه (پدرخوانده ارمنی ها) ، وجود دارد ، انعکاس خود را به شکل روشن و صریح یافته است و یکی از همان اسناد همین کتاب مورد بحث است.

کاچازنونی در گزارشی که به کنگره حزب در آوریل 1923 در بخارست پایتخت رومانی ارائه داده است ، حقایقی را در رابطه با حزب داشناکسیون که خود ستون اصلی آن محسوب می شد ، به زبان آورده است که پرده از ریاکاری و تبلیغات دروغین دولت ارمنستان ، دیاسپورای ارمنی و دولت های غربی حامی آن بر می دارد.

کاچازنونی در مقدمه آن می نویسد :

مسایلی که در این جا به آن اشاره کرده ام ، فقط برای رفقای حزبی نیست ، بلکه از آنجایی که عمیقا اعتقاد دارم این مسایل است که هر ارمنی باید به طور جدی درباره اش بیاندیشد ، خواستم تا این گزارش چاپ و در دسترس همه قرار بگیرد .

از جمله مهم ترین مسایلی که  کاچازنونی در اتنتاجات خود روی آن تاکید خاص کرده می توان به مسایل زیر اشاره کرد :

حزب بدون قید و شرط به روسیه وابسته بود و بعد از سرنگونی تزارها به خدمت امپریالیست های غربی یعنی انگلیس ، فرانسه و آمریکا درآمدند.

آن ها دچار توهم ارمنستان بزرگ شده بودند و در راه رسیدن به این هدف با هر دولتی که مخالف تورکیه بود متحد شده و بر علیه تورکیه جنگیدند.

( تورک ها با غریزه دفاع از خود حرکت کردند و “قانون تهجیر” تورک ها با در نظر گرفتن هدف آن ، قانونی مناسب و مطابق هدف بود).

ارمنی ها نتوانستند توازن قوایی که به نفع تورک ها بود درک کنند.

آن ها در واقع از قدرت واقعی تورک ها بی خبر بودند و تصور می کردند که شکست عثمانی در جنگ به معنای پایان کار تورک هاست و آن ها دیگر قادر به دفاع از خود نیستند.

کاچازنونی داشناسیون و دنباله روان آن را یک طرف جنگ و تورک ها را طرف دیگر جنگ ارزیابی می کند.

البته بعد از 1921یک دوران انتقاد از خود توسط روشنفکران ارمنی به وجود آمد  و اسناد بعد از سال های فوق نظرات کاچازنونی را تایید می کند. 

دراین منابع به روشنی بیان می کنند که دول غربی آن ها را بر علیه تورکیه مود استفاده قرار دادند.

کاچازنونی می نویسد : … ما عقل مان را به دیگران سپرده بودیم ، به حرفهای پوچ افراد بی مسئولیت اهمیت زیادی داده و تحت تاثیر هیپنوتیزم خودمان قادر به درک حقایق نشده و دچار خیال پردازی شدیم … بسیاری از ما از سر سادگی فکر می کردیم که جنگ جهانی اول بهخاطر ارمنی ها در گرفته است.

وقتی روس ها حمله می کردند فکر می کردیم آن ها برای رهایی ارمنی ها آمده اند و وقتی عقب نشینی می کرده فکر می کردیم که آن ها برای کشتار ما توسط تورک ها با آن ها تبانی کرده اند.

در هر دو حالت ما نتایج ، هدف و نیات را قاطی می کردیم.

از سرنوشت نحس شکایت کردن و دلایل فلاکت مان را در خارج از خودمان جستجو کردن یک وضعیت دردناکی است.

این یک ویژگی از روان شناسی ملی مان است و حزب داشناکسیون هم نتوانست از آن رهایی یابد.

بخشی از یک اعلامیه که ارامنه به نیکلای دوم فرستادند :

ارمنی ها نصیحت بزرگ پدران خود  را دنبال کرده و برای فدا کردن زندگی و هستی خود به خاطر تاج و تخت پرافتخار روسیه بزرگوار برخاستند.

(مژده جنگ با تورکیه تمام خلق ارمنی را به وجد آورده است( توجه کنید هنگام نشر این اعلامیه، هنوز ارمنی ها به قول خودشان کشتار نشده اند.)

سرباز روسیه پرافتخار بودن و به جاآوردن رسالت تاریخی روسیه در شرق وظیفه میهنی ما است.

پرچم روسیه در استانبول و تنگه های چاناق قلعه دراهتزار خواهد بود.

اراده شما ، امپراطور بزرگوار برای خلق های تحت اسارت تورکیه آزادی خواهد آورد)

خبر دیگری را بخوانید :

ارمنی ها در شهر آدانا تحت فرماندهی نیروهای اشغالگر فرانسه ژنرال دیفه ، مسلح شده و واحدهای انتقام تشکیل داده و با اونیفورم های فرانسه بر علیه تورک ها جنگیدند.

کاچازنونی می نویسد :

 در بهار 1919 هیات نمایندگی ارمنستان و نمایندگان ارامنه تورکیه در کنفرانس صلح پاریس درخواست های ارضی خود را به این شرح به اطلاع متفقین رساندیم :

جمهوری جنوبی قفقاز(ارمنستان) بار مرزهای گسترش یافته آن ؛ بخش های شمالی آرداهان ، ایالت قارص ، بخش جنوبی تفلیس ، بخش جنوب غرب ایالت یئلی زاوت پل ، هفت ایالت تورکیه شامل وان ، بیتلیس ، دیاربکر( به استثنای جنوب آن) ، سیواس(به استثنای غرب آن) ، ارزروم ، ترابزون ، هارپوت ، شهرستان های ماراش ، سیس ، جبل برکت ، اسکندرون و آدانا.

کاچازنونی ادامه می دهد : از دریای سیاه تادریای سفید(مدیترانه) ، از کوه های قره باغ تا کویرهای عربستان ، یک ارمنستان بزرگ طراحی شده و مطالبه می شد .

این طلب امپریالیستی چگونه می توانست تحقق یابد ؟

نه حکومت ارمنستان و نه حزب داشناکسیون چنین پروژه احمقانه ای داشتند ؛ این چیز عجیب و غیرقابل باوری بود.

این طلب را ارمنی های پاریس به میان کشیدند و هیات نمایندگی ما هم به این تمایل کلنی های تسلیم شدند ؛ امریکا قیمومیت ارمنستان بزرگ را به عهده نخواهد گرفت و لی ارمنستان بزرگ را حاضرنر تحت قیمومیت خود بگیرند و از آنجایی که قیمومیت آمریکا را طلب می کردیم ، هیات نمایندگی ما علی رغم دستورالعمل داده شده به آن ها درخواست را قبول و پای آن امضا گذاشت.

ما در مسایل مهم و اساسی نتوانستیم اراده مستقل خود را در میان بگذاریم.

نتوانستیم با روش خودمان حرکت کنیم و به دیگران اجازه دادیم که ما را دنبال خود بکشند.

مطالبات ما به ویژه مغزهای ناپخته کلنی ها را به هیجان آورد ، چنانچه برای صاحب دولت شدن کافی است تا مرزهای آن دولت را روی کاغذ ترسیم کرد. مرزهایی که توسط ویلسون (رئیس جمهور آمریکا) طراحی شده بود ما را قانع نکرد .

ما انتظار داشتیم که ویلسون معاهده سور را تمام و کمال عملی کند تا ما بتوانیم صاحب سرزمین های بیشتری شویم.

در مقابل ، تورک ها راه حل ویلسون ، شکایات ما و معاهده سور را به رسمیت نمی شناختند ؛ بعدا روشن شد که برای حل بنیادین مساله ارمنی در تورکیه شیوه اخراج دسته جمعی ارامنه از شرق به جنوب تورکیه در تابستان و پاییز قطعی ترین و مناسب ترین شیوه بود. جنگ با ما اجتناب ناپذیر بود ؛ ما باید با زبان صلح با تورک ها سخن می گفتیم ما از قدرت واقعی تورک ها اطلاع نداشتیم ارتش ما خوب تجهیز شده بود ولی نجنگید .

نیروهای ما مدام عقب نشینی کرده و از مواضع خود فرار کردند.

آن ها سلاح های خود را زمین انداخته و در دهات پراکنده شدند ، تورک هایی که پیش روی می کردند فقط بر علیه سربازان ما جنگیدند.

آن ها جنگ را به میان غیر نظامیان نکشاندند (بر خلاف ارمنی ها که فقط غیر نظامی ها قتل عام کردند) سربازان تورک دیسیپلین خوبی داشتند.

بنابراین قتل عامی صورت نگرفت .

گزارش کاچازنونی بزرگترین سند رد دروغ نسل کشی ارامنه است.

این سند نه در ارشیو تورک ها که در آرشیو ارمنستان و روسیه است.

اگر آرشیو خود ارمنی ها نیز آن ها را قانع نکند ، کدام آرشیو و سند آن ها را قانع خواهد کرد ؟

گزارش کاچازنونی به دروغ بزرگ ارامنه که امروز در خدمت گلوبالیزاسیون و در خدمت پروژه امپریالیستی خاورمیانه بزرگ که قصد تغییر مرزهای سیاسی 26 کشور خاورمیانه را دارد ، خط بطلان می کشد.

دوباره امتحان کنید

محمد رحمانی‌فر: کاری که “یوسف کاری” به تنهایی نمی‌توانست بکند!

گادتب: هشت روز پیش، دادیار ناظر زندان با صدور دستور انتقال یوسف کاری، فعال سیاسی …

گادتب باشقانی سایین اژدر تاغیزاده‌نین ای ان.ت کانالیندا “مقصدیمیز گونئی آذربایجانین مستقیللیگیدیر” موضوعسوندا چیخیشی -ویدئو

گادتب-نین مطبوعات مرکزینه داخیل اولان معلوماتا گؤره، گونئی آذربایجان دئموکراتیک تورک بیرلیگی (گادتب) باشقانی سایین …

دیدگاهتان را بنویسید