چهارشنبه , آگوست 10 2022
azfa

بیرون کردن مردم ترک خانا، اشنو، سولدوز و روستاهای اطراف از سرزمین مادریشان و نسل كشی آنها

گادتب: بیرون کردن مردم تورک خانا، اشنو، سولدوز و روستاهای اطراف از سرزمین مادریشان فاجعه نسل كشی سولدوز در تاریخ 31 فروردین 1358 بود كه مختصری از این فاجعه خونبار در سطور پایین گنجانده شده است: حزب دموكرات كردها كه اساسا حزبی ماركسیستی و لنینیستی بود، در سال 1357 بعنوان حزب سوسیال دموكرات با سیاستهای شدیدا ملی گرایانه و روشی مسلحانه به رهبری “عبدالرحمان قاسملو” وارد صحنه شد. در این هنگام حزب كومله نیز با افكار چپی و مائوئیستی كه البته از ضعف ایدئولوژیك رنج می برد و خود را پیشاهنگ پرولتاریای كردها می دانست، با خط مشی مسلحانه و تروریستی وارد جریانات سیاسی منطقه گردید.

 ابتدا در 30 بهمن 1357 اكراد پادگان مهاباد را غارت كردند.پس از جریانات پادگان مهاباد، قاسملو خواست و اهداف دموكرات را چنین بیان میكند: (خلق كرد فقط خودمختاری میخواهد.) هرچند سخن وی مسلما شامل همه مردم كرد نمی شد، اما مساله مهم اینست كه او در اینجا از خلق كرد صحبت می كند ولی بعدا این خود مختاری طلبی را كه اصولا باید از حاكمیت طلب نماید با ریختن خون مردم بیگناه و مظلوم تورك شهرهای سولدوز (نقده)، خانا و … و تلاش جهت ضمیمه نمودن مناطق ترك نشین به جغرافیای تخیلی خویش دنبال می نماید و منطقه را با چالشی عظیم و خطرناك مواجه می سازد.قابل ذكر است در آن مقطع زمانی علاوه بر قاسملو كه رهبر ملی بخشی از دموكراتهای بود، شیخ عزالدین حسینی (امام جمعه وقت مهاباد) نیز رهبری مذهبی اكراد را در اختیار داشت كه با هماهنگی همدیگر فتیله های جنگ قومی – مذهبی در منطقه را روشن نموده بودند و علنا ادعاهای ارضی خود بر نواحی غرب آذربایجان را اعلام می داشتند و كینه هایی ایندو ملت را فزونتر میكردند.پس از اینكه اكراد پادگان مهاباد را خلع سلاح نمودند و پس از سازماندهی، با لشكری كاملا مسلح كه تعدادشان بیست هزار تن یا حتی بیشتر عنوان شده، جهت برگزاری میتینگ حزبی راه نقده را در پیش گرفتند! سولدوز (نقده)ایی كه تنها 10 درصد آنرا كردها تشكیل میدادند.شهید چمران در كتاب كردستان خود علت برگزاری این میتینگ در سولدوز را اینگونه بیان میدارد:”احزاب چپ در تاریخ 31 فروردین 1358 نیروهای مسلح خود را به نقده می برند، شهری که از بیست هزار نفر جمعیت آن، تقریباً ۱۵ هزار نفر تورک زبانند، و معلوم است که از قدیم بین کرد و تورک حساسیت وجود دارد.

در وسط این شهر تورک نشین، بیست هزار کرد از نقاط مختلف جمع شده و دست به تظاهرات می زنند که ده هزار نفر آنها مسلح بودند. چه کسی میتواند چنین عملی ر ا توجیه کند؟ راستی چه دلیلی داشت که احزاب در نقده تورک زبان، زور و بازو نشان دهند و همه قدرت نظامی خود را در آنجا تجهیز کنند؟ جواب برای ما روشن است و آن اینکه می خواستند مسلحانه بر نقده نیز مسلط شوند، زیرا نقده دروازه آذربایجان است و برای وصول به اُشنویه و جلدیان و پیرانشهر (خانا) حیاتی است و برای نفوذ به آذربایجان سیطره بر نقده ضروری بود، لذا مسلحانه وارد نقده شدند و قدرت نمایی کردند، می خواستند هر نفس کشی را خفه کنند و خلاصه نقده ر ا مثل شهرهای دیگر زیر سلطه خود درآورند”در جریان ورود اكراد مسلح به سولدوز، توركها كه به نیات پلید و روحیات طمع كارانه اكراد افراطی آگاه بودند جهت جلوگیری از ایجاد حساسیت و تنش و خونریزی سعی در متقاعد ساختن سران حزب جهت برگزاری میتینگ در نقطه ایی دیگر می نمایند. اما این اقدام مردم شهر بی فایده بود و حتی “قاسملو” و “ملا صلاح” (روحانی وقت اكراد سولدوز) در تماس با ریش سفیدان شهر، تخلیه و تسلیم شهر را خواستار می شوند! كه البته با پاسخهای قاطع و شجاعانه ریش سفیدان شهر مواجه می شوند. به هر روی كردها وارد سولدوز شده و در استادیوم ورزشی شهر جمع میگردند. در این هنگام با شلیك گلوله ایی، كردهای تا دندان مسلح به خیابانهای شهر ریخته و شروع به شلیك بطرف مردم بی گناه تورک و كشتار آنان می نمایند. مردم بی دفاع ولی غیرتمند و جسور سولدوز بجای فرار و تسلیم شهر به لشكر یاغیان دموكرات كرد، با معدود اسلحه هایی كه در اختیار داشتند از خود و خانواده و ناموس شخصی و ملی شان و وطن خود دفاع می كنند.

پس در از 3 روز از شروع جنگ و كشته شدن اهالی بی دفاع سولدوز، “حجت الاسلام حسنی” (امام جمعه اورمیه) نزد سرهنگ ظهیرنژاد رفته و با گرفتن دو نفربر و هزار قبضه سلاح , آماده رفتن به سولدوز شد و با صدور اطلاعیه ای , از مردم برای آزادسازی سولدوز استمداد نمود. با ملحق شدن مردم به مسلحین آقای حسنی , وی با نیرویی بالغ بر شش صد نفر , سحرگاهان به سوی سولدوز حرکت نمود و در ساعت 11 شب به روستایی در کنار سولدوز رسید.سولدوز در سکوتی مرگ بار فرو رفته بود و مردم به کمرکش کوه ها پناه برده بودند. آقای حسنی به اتفاق یارانش در دل شب از پل دروازه شمالی سولدوز وارد شهر شد و در نخستین اقدام، به نصیحت مهاجمان پرداخت و با بلندگویی خطاب به آنها گفت : « شما مسلمانید! چرا می جنگیدز

چرا خون ریزی می کنید بیایید با هم صحبت کنیم و مسائلمان را حل نماییم ». دمکرات های تروریست با اتمام سخنان آقای حسنی، شروع به تیراندازی نمودند و بدین وسیله درگیری آغاز شد. نیروهای آقای حسنی , به سرعت آرایش گرفته و به مقابله پرداختند. آقای حسنی در پشت مسلسل نفربری نشسته و تروریست ها را زیر رگبار مسلسل خود گرفت. نبرد با شدت ادامه داشت و لوله مسلسل از فرط شلیک چون آهن گداخته سرخ شده بود. در همین هنگام صدای جان خراش تعدادی زن به گوش می رسید. حسنی و مسلحین وی به دنبال شیون و التماس زنان بودند، آقای حسنی هر چه بیش تر جلو رفت , صدای « یاحسین , یا حسین » طنین اندازتر شد تا به حیاط بزرگی که شیرزنان تورک سولدوزی در آن جا به اسارت دشمن در آمده بودند.درگیری خونینی با گروگانگیران و متجاوزین نوامیس مردم که همگی به گروه تروریستی دمکرات بودند، آغاز شد و سرانجام تروریست ها مجبور به عقب نشینی شدند و بدین وسیله زنجیر اسارت زنان شیردل شهر سولدوزی، دریده شد. با رهایی زنان به اسارت در آمده، آقای حسنی راهی ستاد عملیات مهاجمان شد و با همراهی رزمندگان دیگر، محور فرماندهی گروه تروریستی حزب تروریستی دمکرات را تصرف کرد و بدین وسیله جنگ را از درون شهر به بیرون شهر کشاند و پس از ساعت ها درگیری، موفق شد مهاجمان را مجبور به عقب نشینی گسترده کند. با عقب نشینی دشمن، جست و جوی خانه به خانه آغاز شد و بدین صورت جنگ سولدوز با شکست کامل دمکرات های تروریست به پایان رسید.

فردای پیروزی، مردمی که به آقای حسنی دسترسی نداشتند نفربر او را زیر آماج بوسه های خود قرار دادند و بدین وسیله عشق و محبت جوشان خود را نثار جوانمردان آذربایجانی کردند.دمکرات ها در سولدوز جنایات بسیاری مرتکب شدند. بدن های بی سر جوانان و سرهای مادران و فرزندانی که با سیخ به طور بالعکس بر بدن های یکدیگر دوخته شده بود و شهدایی که بالغ بر دویست نفر می شدند، تنها بخش کوچکی از جنایات گروه تروریستی دمکرات ها در شهر سولدوز به شمار می روند.شهدا به کمک مردم و نیروهای آقای حسنی به خاک سپرده شدند و امنیت دوباره به شهر مظلوم سولدوز باز گشت. آقای حسنی پیش از بازگشت به اورمیه، در دو منطقه استراتژیک شهر، کمیته هایی برای حفاظت از شهر ایجاد کرد و بیست نفر از جوانمردان داوطلب آذربایجانی خود را به همراه تعداد زیادی از آذربایجانی ها و مقدار معتنابهی مهمات در آن جا گماشت. مردم به میمنت تاسیس کمیته ها , قربانی کردند و آقای حسنی به اتفاق یارانش با بدرقه مردم شهر، نقده را به سوی اورمیه ترک کرد.در خصوص جنایات اسفناك دموكراتها در آن یك هفته حسنی” میگوید: (فردای آنروز ظهر بود كه من از دو خانه دیدن كردم كه در یكی از آنها یازده نفر را سر بریده بودند كه از دیدن آنها خیلی نارحت شدم. مثلا (کردها) سر دخترك ۳ ساله ایی را بریده بودند و با سه سیخ به سینه مادر ۲۳ ساله اش چسبانده بودند. پیرمرد و پیرزن هم بین آنها بود. ۲۲ نفر دیگر را هم در جایی دیگر با طناب اعدام كرده بودند. در خانه ایی دیگر جوانی را با تبر قطعه – قطعه كرده بودند.

عاملین این جنایتها كسانی بودند كه ادعای دموكرات بودن داشتند.اكراد دموكرات افراطی اینبار نیز مثثل گذشته اشتباه بزرگی را مرتكب شدند. آنان با قتل عام و كشتار مردم بی دفاع تفكرات و ایده های شوم خود را بیش از پیش نمایانتر ساختند.

دوباره امتحان کنید

حکمت حاجی اف: پس از اشغال و غارت لاچین، ارامنه خاورمیانه به طور غیرقانونی در این مناطق اسکان داده شدند

گادتب: به گزارش مرکز خبر گادتب به نقل از اردم، حکمت حاجی اف مشاور رئیس …

دکتر توحید ملک زاده: قرارداد 1919/ ۱۷ مرداد ۱۲۹۸ شمسی ایران و انگلیس و تبعات آن

گادتب: ۱۷ مرداد ۱۲۹۸ قرارداد مشهور 1919 بین ایران و انگلیس بسته شده و انگلیس …

دیدگاهتان را بنویسید