سه‌شنبه , ژانویه 26 2021
azfa
تازه ها

حسن راشدی: علت اصلی واندالیسم قرون وسطایی ارامنه در« قره باغ» چه بوده است؟

گادتب: چرا ارامنه همه ساختمانهای مسکونی، مدارس، ادارات، موزه ها، فرهنگسراها و دیگر بناهای شهرها و روستاهای  آذربایجان را که از سال ۱۹۹۲ به این سو در اشغال داشتند ویران کردند؟

این سئوال ممکن است ذهن بسیاری را مشغول کرده باشد که چرا ارامنه به این حد از واندالیسم و خرابکاری دوران_بربریت دست زدند که بسیاری از مردم دنیا حتی بسیاری از همکشوریهای فارس زبان ما هم فکر می کردند ارمنیها انسانهای متمدن و دارای فرهنگ  پیشرفته هستند!

اگر به ساختمانهای ویران شده  شهر «آغدام» و دیگر شهرها و روستاهای اشغال شده آذربایجان توسط ارمنیها را در این ۲۸ سال بنگریم، می بینیم  هیچ اثری از مصالح آهنی سقف  و درب و پنجره های این ساختمانها باقی نمانده است، فقط  قسمتهایی از دیوارها که از بلوک سیمانی، سنگ  و آجر بوده، نشان از وجود بناها را در خود دارد!

در بین این ویرانه های انبوه که بی شباهت به ویرانه های باقی مانده از دوران انفجار بمب اتم در شهرهای ناکازاکی و هیروشیمای ژاپن نیست، به نُدرت بنایی سالم  دیده می شود که به احتمال قوی محل استقرار نیروهای ژاندارمری،  سربازان و نگهبانان نظامی ارمنستان بوده است.

علت اصلی این خرابکاریها را با توجه به  اینکه هنگام اشغال این مناطق توسط ارمنستان من ۳۸ سال داشتم  و در آن زمان هم این حوادث را با نگرانی دنبال می کردم و حتی برای چهلم «فاجعه_خوجالی»، مراسمی در فروردین ماه سال  ۱۳۷۱ در تهران در مسجد «آذربایجانیها» با شرکت روانشاد دکتر جواد_هئیت و دیگر شعرا، ادبا و فعالین فرهنگی در بازار تهران برگزار کردیم، و خاطرات تلخ بعد از این فاجعه را هم در حافظه تاریخی خود دارم، بدین صورت می توانم بیان کنم.

بعد از فروپاشی شوروی  و مستقل شدن ۱۵ جمهوری، از جمله «جمهوری_آذربایجان» از اواخر تابستان سال ۱۹۹۱ میلادی (۱۳۷۰ هجری شمسی)  منطقه «داغلیق_قاراباغ» ( قره_باغ_کوهستانی) که در محدوده سیاسی  و داخل خاک جمهوری آذربایجان ولی با ساکنین اکثریت ارمنی بود نیز ادعای استقلال و یا پیوستن به ارمنستان کرد.

 با پیش آمدن چنین مشکلی، نیروهای ارمنستان از اختلافات داخلی بین رجال سیاسی آذربایجان که منجر به ضعف مدریت کشور و ارتش شده بود حداکثر استفاده را کرده با هجوم به شهرک بی دفاع « خوجالی» در نزدیک « خان_کندی» و قتل_عام وحشیانه ساکنین آذربایجانی و مسلمان آن و حمله بر دیگر شهرها و روستاهای مناطق « قره باغ » هفت رایون (استان) دیگرجمهوری آذربایجان را هم به اشغال خود در آورده ساکنین آذربایجانی این مناطق را کشته و یا آواره مناطق مرکزی، بخصوص به پایتخنت کشور، شهر باکو کردند تا اینکه صلح موقت در سال ۱۹۹۴ برقرار گردید.

ارامنه بخوبی میدانستند خارج از محدوده «قره باغ کوهستانی»، هفت استان با شهرها و روستاهای وابسته به آن را که اشغال کرده‌اند روزی به خاک آذربایجان ملحق خواهد شد، لذا آنها علاوه برغارت کلیه لوازم زندگی باقی مانده از آذربایجانیهایی که توانسته بودند از کشتار بیرحمانه ارامنه جان سالم بدر برده و از مهلکه فرار کنند، اقدام به خراب کردن سقف ساختمانها برای بدست آوردن تیرآهنها و شکافدن درب و پنجره‌ها برای فروش کردند!

طبیعی است همه این کارهای غیر انسانی و قرون وسطایی با اجازه، توصیه و برنامه ریزی دولتمردان سیاسی ارمنستان صورت میگرفت که در راس حکومت قرار داشتند و خود و ساکنین ارمنستان را انسانهای متمدن و با فرهنگ برای دنیا معرفی میکردند.

 بعد از سال ۱۹۹۴ میلادی، ارمنستان  اقدام به فروش آهن قراضه به مدت چند سال متمادی به ایران می‌کرد، ایران هم این آهن قراضه ها را در کارخانه «ذوب آهن» تبدیل به تیرآهن، میل گرد و احتمالا  فلزات مورد نیاز دیگرکرده به خریدار عرضه می کرد.

در آن زمان من خبر فروش این آهن قراضه ها از طرف ارمنستان به ایران را در مطبوعات می خواندم اما اصلا به فکرم خطور نمی کرد که این آهن قراضه‌ها در اصل تیرآهنهای سقف و درب و پنجره های خانه‌های مسکونی و ساختمانهای مدارس، فرهنگسراها، موزه ها و دیگر ابنیه  شهرها و روستاهای  اشغال شده آذربایجان باشد که توسط ارامنه غارت شده به قراضه خرهای ایران فروخته می‌شود!

من در سال ۱۳۸۸ حتی در گذر از کنار پل معروف به « حسرت کؤرپوسو» خدآفرین رودخانه آراز (ارس)، روستایی که در آن سوی  آراز و در اشغال ارمنستان بود و به راحتی از این سو دیده می‌شد را دیده بودم که تمام سقف و درب و پنجره های خانه های آن شکافته شده و فقط دیوارهایش باقی مانده است، اما تصور نمی کردم که علت اصلی این ویرانیها بخاطر در آوردن تیر آهنهای سقف خانه ها و درب و پنجره های آهنی و فروش آن به عنوان آهن قراضه  توسط ارامنه، به  قراضه خرهای ایرانی باشد. 

از طرف دیگر، با آزاد شدن شهرهای آذربایجان از اشغال ارامنه، مشخص شد ارمنیها، بسیاری از قبرستانهای مناطق اشعال شده آذربایجان را هم ویران کرده و استخوانهای  مرده ها را هم پراکنده کرده اند!  این اعمال ارامنه، حتی با وحشیگریهای انسان دوران حَجَر نیز قابل مقایسه نیست، چرا که ارمنیها بخوبی میدانستند در داخل قبر مسلمانها نه تنها هیچ وسیله با ارزشی، بلکه هیچ وسیله ای گذاشته نمی شود تا بتوان غارت کرده به فروش رساند، این اعمال آنها تنها از خوی انتقام جویی غیر انسانی‌اشان که در ۲۶ فوریه سال  ۱۹۹۲ و در« فاجعه_خوجالی» هم با پاره کردن شکم زنهای حامله و کندن پوست کودکان آذربایجانی از خود نشان داده بودند، نشأت میگرفت!

اکنون دنیا به چشم خود می بیند که ارامنه باصطلاح متمدن، چه فجایع انسانی و خرابکاریهای دوران بربریت را در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم به منصه ظهور گذاشته است؛ اما آنها همچنان به این واندالیسم  و وحشیگری چشم بسته و سکوت را ترجیح می دهند و بعضی از آنها هم با آوردن دلایل واهی همچنان به طرفداری از این وحشیگری ادامه می دهند

دوباره امتحان کنید

ایران میزبان و حامی گروه های تروریستی؛ هیات گروه تروریستی طالبان وارد تهران شد

گادتب: به گزارش مرکز خبر گادتب، سعید خطیب‌زاده سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت که …

سفیر بریتانیا در یمن: حوثی‌ها کودکان را به جبهه و دانشجویان را به قم می‌فرستند

گادتب: به گزارش مرکز خبر گادتب، مایکل آرون، سفیر بریتانیا در یمن، می‌گوید که حوثی‌های …

دیدگاهتان را بنویسید