سه‌شنبه , ژانویه 19 2021
azfa

طاهر نقوی: آقای ظریف به کجا چنین شتابان…

گادتب: رجب طیب اردوغان دو بیت شعر خوانده است و در آن شعر نامی از «آراز» برده است.

به عنوان یک شهروند ترک ایرانی و عمریست در خدمت شعرا و ادیبان و آشیق ها بوده ام و به انجمن ها رفت و آمد دارم و از دیگر سوی گاها جسارتی به خرج داده یادداشتی مینویسم و به قول حوزویان، طلبه ی علم سیاست هستم!  سعی کردم کلام و سخن اردوغان را تفسیر بر «دخالت در امور داخلی وتمامیت ارضی کشور» نمایم اما عاجز ماندم.

از علم اصول کمک گرفتم باز نتوانستم به چنین امری نایل آیم.

علما اقسام لفظ از جهت دلالت بر معنای کلام متکلم را چهار قسم دانسته اند.

1_«نص»لفظی هست که تنها بر یک معنا دلالت می‌کند واحتمال معنای دیگر درآن نمی‌رود.

2_ «ظاهر» در صورتی که لفظ بر دومعنا دلالت داشته باشد به طوریکه یکی از معانی احتمالش بیشتر باشد به آن  «ظاهر» می‌گویند.

3_«ماول»در صورتی که لفظ بر دومعنا دلالت داشته باشد به طوریکه معنایی که احتمالش ضعیف تر  «مأول» گویند.

4_«مجمل»لفظی است که بر دو یا چند معنا دلالت کند به طوریکه احتمال هیچ یک از معانی بیشتر از معانی دیگر نباشد.

وعلمای اصول  «نص» و«ظاهر» را  «محکم» دانسته و  «مجمل» و«مأول»را  «متشابه» می‌گویند.

 اصحاب حدیث معتقدند الفاظ متشابه را باید«بر معنا و مفهوم ظاهری» آنها حمل کرد. تخلف از معنای ظاهری آیه حتی اگر مخالف قواعد عقلی باشد جایز نیست…

و مرحوم ملاصدرا چنین می‌گوید…

کشف معانی متشابهات از طریق نورانیت باطن و چراغ نبوت امکان‌پذیر است و انسان را نه به سوی ظاهرگرایی و تشبیه و تعطیل می‌کشاند و نه به دام تأویل می‌اندازد.

حال بدون شک کلام اردوغان از نوع  «محکمات» نبوده است و یقینا در  «مأول و مجمل» جای می‌گیرد.

اکنون چگونه کلامی که از جنس مجمل و مأول واز جنس «متشابه» است را اینگونه برخی سعی دارند با این «محکمی» بر مخلوق قالب وتحمیل کنند!؟

آیا این فریب خلق نیست؟!

کدامیک از آقایان ظریف و احمدی بیغش و جلایی پور وقوچانی به «نورانیت باطن و چراغ نبوت» مسلح هستند که اینگونه فتوا می‌دهند!؟

بنده نه سخنگوی اردوغان هستم ونه مدافع کلام آن، بلکه به عنوان عضو خانواده ی جامعه ی ترک ایرانی که از این همه بلاهت و سفاهت کلام سیاست پیشگان خویش متعجب ویران مانده است !!!

زمانیکه کشور از هر جهت در شرایط بحرانی اعم از اقتصاد وفرهنگ وبهداشت وصنعت وتولید و…

کل دنیا از هر سوی کشور را تحریم کرده است و با قدرت‌های جهانی قطع ارتباط هستیم با همسایگان جنوبی در تنش هستیم با کشورهای شرق کجدار و مریز و دولت تاجیکستان مارا به  دخالت در امور داخلی محکوم می‌نماید!

نفتمان در دستانمان باد کرده است!

به لطف سیاست مدارانی چون ظریف ایرانشهری به جزیره ودریا فروشی رسیده ایم!

تنها کشورهایی که در منطقه در این شرایط بحرانی ما  و در تحریم‌ها در کنار ما بود وآشکارا تحریم‌های ظالمانه ی آمریکا را به رسمیت نشناخت‌ و برادرانه در کنار ایران ماند ترکیه بود!

حال ارتباطمان را بخاطر سرودن شعر  «حسرت آراز» اینگونه به هم ریخته بر می آشوبیم و اینگونه مجنون وار بر زیر میز میزنیم؟!

واقعا می‌دانیم چه میکنیم؟

می‌دانیم چه زمانی و در کدامین نقطه ی جغرافیا نشسته ایم؟

می‌دانیم تنها راه ترانزیتی زمینی و اندک تعامل و بده بستان اقتصادی ما با اروپا همین همسایه ی ترک ما هست؟

ظریف باید بداند که نه او صدام حسین است و نه ترکیه کویت است که بدنبال بهانه ای باشد که ترکیه را 24 ساعته فتح کند!

جای عقلانیت و تدبیر در سیاست خارجی والبته در سیاست داخلی نیز خالیست…

سخنان احمدی بیغش قطعا از روی غش بوده است واصلا بویی از هوشیاری از کلامش به مشام نمی‌رسد!

یک تنه می‌خواهد در کنار دولت ارمنی بایستد و برعلیه جمهوری آذربایجان بجنگد و شریک در جنایات کشتار قره باغ و خوجالی باشد!

با کدامین مجوز ملی و بین المللی و جالب‌تر اینکه با کدامین مجوز شرعی زمانیکه حکومتی که در مجلس آن نشسته مجلس شورای اسلامی! هست و رهبر معظم انقلاب نیز قره باغ را جزء لاینفک آذربایجان  و خاک اسلام نامیده اند.. چگونه این بشر گستاخانه پشت تریبون مجلس سخن می گوید؟!

جلایی پور که تکلیفش مشخص است با هر بهانه ای بدنبال حمله به فعالان مدنی و سیاسی ترکهاست و شبها خواب آشفته می‌بیند!

و خیالات می‌فرمایند که کل کشور پارسی هست و در ایران شهروند ترکی نداریم تورکها همه آنسوی مرزهای ماست وهمیشه در حال توطئه….

خداوند شفایش ندهد که ملت با کلامش شاد باشند.

محمد قوچانی که مدتهاست  شیفته ی جواد طباطبایی گشته و در مجله ی مهرنامه بر مکتب ایرانشهری سید جواد بال و پر می‌دهد…

قوچانی بعد از پیوستن به حزب کارگزاران اکنون  خیال احیا صفویه در سر دارد و بدنبال پرچمداری جنگ با عثمانی ها…

آنچه مایه ی خوشحالیست همینکه ایرانشهری ها از کوروش و داریوش به شاه اسماعیل و شاه عباس رسیده اند خود جای خوشحالی دارد!

البته آنچه قوچانی لازم است بداند اینست که آنچه برازنده ی تبار و کلام و نیت و افکار و شخصیت قوچانی هست نه شاه اسماعیل که محمود افغان است..

اما چند نکته مهم

1_ ما معتقدیم منافع ملی یک کشور با یک بیت شعر به خطر نمی‌افتد چرا که اگر چنین بود با شعارهای داده شده ی ما باید نصف جهان نابود می‌گشت!

2_ رجب طیب اردوغان باهوش تر از این حرفهاست که بخواهد در این شرایط حساس بخواهد رابطه ی سیاسی کشورش را با ایران به تنش بکشاند البته لازم است بدانیم که خود ترکیه  تقریبا 11 کیلومتر مرز مشترک رود آراز با جمهوری آذربایجان را دارد و تنها این مرز مشترک صرفا متعلق به آزربایجان وایران نیست وآن حسرت جدایی در دل مردم ترکیه وآزربایجان نیز هست.

3_جنگ قره باغ با تمام فراز و فرودش تمام شد و ایران در این بازی تماشاگری بیش نبود اینکه در این رژه اردوغان حضور داشت اما روحانی و ظریف نه! دلیلی بر سیاست های نئو عثمانی اردوغان نیست بلکه نتیجه ی سیاست‌های پان فارسیستی و پان ایرانیستی برخی دولتمردان ماست که با سیاست های غلط منطقه را به حیات خلوت اسرائیل تبدیل کردند.

در واقع حمایت‌های آقایان از ارمنستان پای ترکیه را به منطقه باز کرد.

 یادمان باشد که بعد از فروپاشی شوروی سابق مردم آزربايجان مرزها را شکسته به سوی ایران سرازیر شدند نه ترکیه..

تورگوت اوزال رئیس جمهور سابق ترکیه در «روزنامه ملیت» درمورد مناقشه قره باغ در پاسخ به این سوال که چرا ترکیه به آذری ها (در قفقاز) کمکی نمی کند چنین  می گوید:

«آذری ها شیعه اند و ما سنی. آن ها به ایران نزدیک تر اند تا ما».

 سیاست های پان فارسیستی آقایان اجازه ی حمایت از شیعیان قره باغ را نداد وبلکه کسانی مثل احمدی بیغش آشکارا از اشغالگران ارمنی حمایت نمودند!

و امروز خود را بازنده ی بازی قفقاز می‌دانند و به قول مولانای بزرگ  «کشتیم خرد دار زدیم دانش را

دربند و اسیر صد خرافات شدیم»

آقایان سعی کردند با توهمات و تخیلات مملکت داری کنند و امروز بجای اینکه  بخاطر اشتباهات گذشته ملامت شوند با بی شرمی تمام در جایگاه طلبکار قرار گرفته اند.

4_ کلام وشعر اردوغان بهانه ای به دست مخالفان حقوق مدنی ترکهای کشور گشته تا اردوغان را رها کرده بر فعالان سیاسی ترک بتازند! و آنها را پان ترک و تجزیه طلب بنمایانند البته سالهاست این قصه تکراری شده و حنایشان رنگ باخته است.

فعالان مدنی ترکها  مطالبات قانونی و شرعی خویش را جدی تر از قبل پیگیری خواهند کرد. سالهاست بزرگان حرکت و فعالان سیاسی ومدنی آزربایجان وتورکهای ایران بر فعالیت و مشی سیاسی مسالمت آمیز و مدنی و قانون مدارانه خود تاکید دارند اما همچنان چماق تجزیه طلبی سالهاست از سر آنها کنار نمی‌رود حال مجددا تاکید میکنیم حفظ تمامیت ارضی و قانون مداری از اصول اساسی ما در فعالیت سیاسی ماست.

5_محبوسانی چون مهندس علیرضا فرشی را داریم که جان پدرش در دفاع از خاک وناموس امثال جلایی پور رفته است.

حال فرزند جلایی پور در دانشگاه آکسفورد درس می‌خواند و مهندس فرشی در زندان تهران بزرگ حبس می‌کشد!

جلایی پور به دروغ پشت نام ایران پنهان می‌شود

و بهمن فرشی جانش را فدای وطن  می‌کند و امروز فرزندش به جرم نکرده به حبس می‌رود.

هیچ پان فارسی به اندازه ی ترکها برای حفظ این سرزمین هزینه نداده اند از جنوبی ترین نقطه ی کشور بندرعباس که قبر سربازان قزلباش هنوز در آنجا موجود است تا شمالی‌ترین نقطه تا مرکزی ترین نقطه ی کشور مدیون سربازان ترک هست اتهام تجزیه به آنها نمی‌چسبد…

6_ کشور و حکومت که زیر بنای آن به وعدالت و آزادی گذارده شده باشد با هیچ لرزه ای بنایش فرو نمی‌ریزد.

اگر بنایتان با یک شعر فرو میرزد یقین داشته باشید سنگ بنایتان را کج نهادید!

نمی‌شود به دیگران تکلیف کرد در آنسوی مرزها شعر نخوانید که ما میلرزیم…

کجی زیربنایتان را برطرف سازید شعر وداستان سرایی هیچ بنی بشری بر کشور کارگر نخواهد افتاد.

«ختم کلام»

برنارد لوئیس مورخ انگلیسی واسلام شناس و نظریه پرداز برخورد تمدن‌ها که حتی  بر اساس دکترین لوئیس بوش به عراق حمله کرد معتقد است تنها راه مهار ایران و ترکیه راه اندازی جنگ میان ایران وترکیه هست که این امر به تجزیه ی دو کشور می انجامد!

حال هدف محمد قوچانی ها از ترسیم نظام صفویه غیر از راه اندازی جنگی مجدد با ترکیه هست؟!

آیا قوچانی ها به دنیای غرب و برنارد لویس ها چراغ سبز نشان می دهند؟!

آیا به عواقب این تنش اندیشیده اند؟!

(گادتب هیچگونه مسئولیتی در قبال مقاله منتشره فوق ندارد)

دوباره امتحان کنید

تبعیض بر آذربایجان؛ رژیم ایران در نیروگاه تبریز همچنان مازوت می سوزاند

گادتب: به گزارش مرکز خبر گادتب، جواد رحمتی معاون امور عمرانی استاندار آزربایجان شرقی با …

ممانعت و ترس رژیم ایران از مرخصی عباس لسانی

گادتب: به گزارش مرکز خبر گادتب، جمعیت حقوق بشر آزربایجان «ارک» در واکنش به ممانعت …

دیدگاهتان را بنویسید