
گادتب: روز هفتم اسفند ١۴٠٣ رفتم مراسم رونمایی از یک کتاب هوا خیلی خیلی سرد بود.
سالن آمفی تئاتر کتابخانهٔ سهروردی زنجان.
بیرون سالن همایش بساط چای بود. یک میز هم گذاشته شده بود که رویش کتاب چیده بودند. علاوه بر «زنگانیم» – کتابی که قرار بود رونمایی شود- کتابهای دیگر هم بود که به زبان تورکی بودند.
سالن تقریبا پر بود. چهل دقیقه دیر رسیدم اما ظاهراً به موقع بود. ابتدا دکتر ولیئی در باب شعر و شعور با حاضران سخن گفتند.
همین که نشستم استادم آقای بیانی که کارشناس مجری برنامه بود به سخن و قدرت سخن پرداختند. سخن ما را در این جا گرد هم آورده است. سخن و نوشته از بین نمیرود و بهترین یادگاری است که انسان از خود برجای میگذارد. به زبان ت رکی و بسیار شیوا از قدرت سخن گفتند. در ادامه از نظامی چند بیت در همین موضوع خواندند.
سپس از خانم غزل منزوی(دختر حسین منزوی شاعر بزرگ معاصر) برای شعرخوانی دعوت کردند. ایشان دو شعر از پدر بزرگ و پدر خواندند.(وسط شعرخوانیشان یکی از خواهران حسین منزوی از تهران از راه رسیدند.)
درباره کتاب «زنگانیم» اثر محمد منزوی(پدر حسین منزوی)آقای چراغی متنی خواندند.
یکی از دوستان مرحوم(استاد سید مسعود احمدی) از ایشان و خاطراتشان یاد کردند.
بعد کلیپی پخش شد که صدای زندهیاد محمد منزوی را داشت. شعر خوانده بود و از شعر گفته بود.
نکتهٔ جالبش آنجا بود که میگفت این اواخر شعرهایش را بیشتر به زبان محلی-زبان تورکی – میسراید. گویی آدمیزاد در پیری بیشتر به یاد زبان مادری میافتد. شهریار هم چنین سیری داشت. شعری هم که در کلیپ برای غزل نوهاش میخواند تورکی بود.
بعد از پخش کلیپ موسیقی اجرا شد. آقای سجاد سعیدی نوازنده تار بودند. خواننده آقای میثم علیگو هم خیلی خوب آواز خواندند. آقای بهروز منزوی برادر حسین منزوی نیز که در اجرای موسیقی همکاری میکردند، آوازی به تورکی خواندند که به خواهران خود تقدیم کردند.
در ادامه مهندس جعفری داستانی به زبان تورکی خواندند که با الهام از منظومهٔ «زنگانیم» نوشته بودند. داستان خوبی بود که رگهٔ طنز قوی داشت.
بعد از ایشان آقای رمضانی سخنانی در باب کتاب «زنگانیم» و خانوادهٔ هنرمند منزوی بیان کردند.
در خاتمه دو تن از دختران مرحوم محمد منزوی کتاب پدر را رونمایی کردند.
دو ساعت چون برق و باد گذشت.
امید که چنین برنامههای فرهنگی و پاسداشتها و گرامیداشتها بیشتر برگزار شود.
یادم نرفته بگویم انجمن علمی ادبی دانشگاه زنجان بانی رونمایی از کتاب بود که الحق زحمت کشیده بودند. برنامهٔ وزینی بود و جای سپاس دارد.
حسین منزوی در مقدمهٔ کتاب «از خاموشیها و فراموشیها» از شهر زنجان شکر و شکایتی کرده و از نامهربانی برخی همشهریانش گلایهوار نوشته است. این دست برنامهها هر چند دیر و در غیابش برگزار میشود، تکاپوی زنگان است برای رفع کدورت از دل فرزند شاعرش و جبران مافات. سخن آخر: استادم آقای علی محمد بیانی که کارشناس مجری برنامه بود چون همیشه بسیار مسلط و با صمیمیت و مهربانی جلسه را اداره کردند. دست مریزاد! ایشان یک عمر بیوقفه فروتنانه و بیهیاهو برای زبان مادری قلم و قدم زده است که از نگاه هر ناظر بیطرفی ستایشبرانگیز و غبطهآور است.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی