
گادتب: دریاچه ارومیه با وعده، جلسه، همایش و گزارشهای پرزرقوبرق احیا نمیشود. این پهنه حیاتی سالهاست قربانی سوءمدیریت، تعلل، تصمیمهای مقطعی و نبود اراده جدی برای اصلاح مصرف آب در حوضه آبریز شده است؛ اما هنوز مشخص نیست ستادی که با نام «احیای دریاچه ارومیه» تشکیل شده، امروز دقیقاً چه میکند، چه اختیاری دارد، چه میزان بودجه دریافت کرده و در برابر کدام شاخص قابل سنجش پاسخگوست.
چرا گزارش شفاف و منظم از تراز، وسعت، حجم آب، میزان حقابه تحویلی، وضعیت چاههای غیرمجاز، عملکرد سدها و کاهش واقعی مصرف آب کشاورزی منتشر نمیشود؟ چرا مسئولان تنها پس از بارندگی و افزایش موقت آب دریاچه، از موفقیت سخن میگویند، اما در دوره خشکی و پسروی آب، پاسخ روشنی به افکار عمومی نمیدهند؟
افزایش مقطعی آب دریاچه بر اثر بارش، «احیا» نیست. احیا زمانی معنا دارد که حقابه زیستمحیطی بهطور پایدار تأمین شود، برداشتهای غیرمجاز متوقف گردد، مصرف آب کشاورزی واقعاً کاهش یابد، الگوی کشت اصلاح شود و مدیریت سدها در خدمت بقای دریاچه قرار گیرد؛ نه آنکه آب در بالادست حبس شود و در پاییندست، نمک و گردوغبار نصیب مردم شود.
کشاورز را نمیتوان بدون حمایت اقتصادی به کاهش مصرف آب وادار کرد. دولت باید برای تغییر الگوی کشت، بیمه درآمد، خرید تضمینی محصولات کمآببر، تجهیز آبیاری، آموزش و جبران خسارت برنامه واقعی داشته باشد. فشار یکطرفه بر مردم و تولیدکنندگان، بدون اصلاح مدیریت دولتی، نه عادلانه است و نه نتیجهبخش.
مردم نیز باید بدانند نجات دریاچه فقط وظیفه دولت نیست. جلوگیری از برداشت غیرمجاز، صرفهجویی واقعی، همراهی با تغییر الگوی کشت، حفاظت از پوشش گیاهی و مطالبهگری مستند و مستمر، بخشی از مسئولیت اجتماعی ساکنان حوضه است. اما مسئولیت اصلی همچنان بر عهده دولت و دستگاههایی است که اختیار، بودجه و ابزار اجرایی در دست دارند.
پرسش اساسی این است: ستاد احیای دریاچه ارومیه چرا از متن مدیریت کشور کنار رفته و به نهادی کمصدا، کماثر و فاقد گزارشدهی عمومی تبدیل شده است؟ اگر فعال است، عملکرد خود را با عدد، زمانبندی و نتیجه منتشر کند؛ و اگر اختیار و بودجه ندارد، صریحاً اعلام کند.
دریاچه ارومیه به سخنرانی، بازدید تشریفاتی و وعده تازه نیاز ندارد. این دریاچه به تصمیم سخت، مدیریت واحد، بودجه پایدار، داده شفاف و برخورد بدون ملاحظه با برداشتهای غیرقانونی آب نیاز دارد.
امروز دیگر زمان پنهان شدن پشت خشکسالی، تحریم، کمبود اعتبار و اختلاف دستگاهها گذشته است. خشکشدن دریاچه ارومیه فقط یک بحران محیطزیستی نیست؛ تهدیدی مستقیم علیه سلامت، کشاورزی، اقتصاد، مهاجرت، امنیت غذایی و آینده میلیونها نفر در شمالغرب کشور است.
اگر امروز اقدامی جدی صورت نگیرد، فردا هیچ مدیری نمیتواند بگوید هشدارها را نشنیده است. تاریخ درباره کسانی که در برابر مرگ دریاچه سکوت کردند، قضاوت خواهد کرد.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی