
گادتب: در قلب کوههای قفقاز، مردمانی تورک زندگی میکنند که یکی از تلخترین سرگذشتهای تاریخ معاصر جهان تورک را پشت سر گذاشتهاند؛ مردمانی که حکومت شوروی آنها را از سرزمین نیاکانشان بیرون راند، روستاهایشان را تغییر نام داد و تلاش کرد هویت ملیشان را از میان ببرد، اما نتوانست زبان و حافظه تاریخی آنها را نابود کند.
قاراچایها و مالقارها از مردمان بومی تورک قفقاز شمالی هستند که در دامنه کوههای بلند این منطقه، از جمله مینگیتاو یا البروس، زندگی میکنند. آنها دارای زبان، فرهنگ، سنتها و پیشینه تاریخی مشترکی هستند و خود را «تاولو» به معنای کوهنشین مینامند. واژه «آلان» نیز در میان آنها بهعنوان نام و خطاب قومی کاربرد دارد.
سرنوشت این مردم با روی کار آمدن حکومت بلشویکی در روسیه دگرگون شد. سیاستهای سرکوبگرانه، مصادره زمینها، کوچ اجباری و فشار بر نخبگان فرهنگی و اجتماعی، زندگی قاراچایها و مالقارها را تحت تأثیر قرار داد.
اما تلخترین فصل تاریخ معاصر آنها در دوران حکومت ژوزف استالین رقم خورد.
در دوم نوامبر ۱۹۴۳، حکومت شوروی حدود ۶۹ هزار قاراچای را از سرزمینشان تبعید کرد. چند ماه بعد، در هشتم مارس ۱۹۴۴، حدود ۴۰ هزار مالقار نیز به سرنوشتی مشابه دچار شدند.
کودکان، زنان و سالمندان در واگنهای حمل دام جای داده شدند و هزاران کیلومتر دورتر، به مناطق دورافتاده آسیای مرکزی، از جمله قزاقستان و قرقیزستان، انتقال یافتند.
تبعیدشدگان در شرایط سخت آبوهوایی، کمبود غذا و بیماری گرفتار شدند و شمار زیادی از آنها جان باختند. حکومت شوروی این مجازات جمعی را با اتهام همکاری با آلمان نازی توجیه میکرد؛ اتهامی که بدون بررسی مسئولیت فردی، علیه تمام یک ملت به کار گرفته شد.
پس از تبعید، مرزهای سرزمین آنها تغییر کرد و نام بسیاری از روستاها و مناطق جغرافیایی به روسی و گرجی تغییر یافت؛ اقدامی که آثار حضور تاریخی این مردم را نیز هدف قرار داد.
قاراچایها و مالقارها سرانجام از سال ۱۹۵۷ اجازه یافتند به قفقاز بازگردند، اما بازگشت به سرزمین مادری به معنای پایان تبعیض نبود. حکومت شوروی تنها در سال ۱۹۸۹، چند دهه پس از تبعید، رسماً به ناعادلانه بودن این اقدامات اعتراف کرد.
امروز قاراچایها عمدتاً در جمهوری قاراچای-چرکس و مالقارها در جمهوری کاباردینو-بالکار، در قلمرو فدراسیون روسیه، زندگی میکنند.
با وجود دههها فشار سیاسی و فرهنگی، این دو جامعه تورک همچنان برای حفظ زبان مادری، موسیقی، ادبیات، سنتها و هویت تاریخی خود تلاش میکنند.
سرگذشت قاراچای و مالقار تنها روایت یک تبعید تاریخی نیست؛ داستان پیوند یک ملت با زبان، سرزمین و حافظه جمعی خویش است.
استالین توانست آنها را از خانههایشان بیرون براند، اما نتوانست قاراچای و مالقار را از حافظه جهان تورک پاک کند.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی