
گادتب: مرتضی پروین، هنرمند تجسمی و فعال ملی آزربایجانی، بیش از هجده ماه است که در زندان، دور از بوم و رنگ و نسیم آزادی دوران محکومیت خود را میگذراند.
او هنرمند است. آثارش نشان از دردهای یک ملت خاموششده و صدایش بلندتر از فریادهایی است که سالهاست در فضای خفقان دفن میشود. اما امروز همین صدا و همین خلاقیت، برای صاحبان قدرت خطرناکتر از هر سلاحی تلقی شدهاند.
در سحرگاهی تاریک، مأموران همچون سایههای سیاه از دیوار خانه پدریاش بالا رفتند و مرتضی را از بستر آرام خانه بیرون کشیدند. خانهای که گویی دیگر بعد از آن روز، هرگز رنگ آرامش ندید.
مرتضی، هنرمند است.
او درد را رنگ میکرد، زخم را قاب میگرفت، و آرزو را تصویر.
اما در سرزمینی که خلق حقیقت «خیانت» خوانده میشود و زیبایی «جرم»، بوماش سند اتهام و قلماش مدرک جرم شد.
در دادگاهی فرمایشی که پیشتر حکمها توسط نهادهای امنیتی نوشته شدهاند، قاضیای که نامش با ظلم گره خورده، مرتضی را به شش سال حبس محکوم کرد. نه برای سلاحی، نه برای خشونتی، بلکه برای تصاویری که درد را فریاد میزدند.
آری مرتضی کسی است که با درد، آزادی را نقاشی میکرد و رنج او تنها محدود به حکم ظالمانهاش نبود. او که سالهاست با بیماری مزمن دیسک کمر دستوپنجه نرم میکند، امروز در زندان، بدون هرگونه دسترسی به پزشک متخصص مغز و اعصاب یا ارتوپدی، با تشدید بیماری، دردهای عضلانی و مفصلی طاقتفرسایی را تحمل میکند. شرایط درمانی او با توصیه نهادهای اطلاعاتی نادیده گرفته شده، تا بیماریاش به ابزاری برای شکنجه خاموش بدل شود.
آری او با درد زندگی میکند. نه تنها درد جسم، بلکه دردی از جنس فراموششدگی و بایکوت رسانهای توسط همسنگرانش.
البته پس از بازداشت او، هنرمندان و فعالان با انصافی نیز بودند که در قالب پرفورمنس، نقاشیها و دیوارنویسیها، اعتراض خود را به زندانی شدن مرتضی ابراز کردند و این واکنشها خود نشان از جایگاه مرتضی در دل جامعه هنری و مدنی آزربایجان دارد.
در دنیایی که جای دیکتاتورها در دادگاههای بینالمللی است و جای هنرمند بر صحنه و در قلب ملت، سیستم حاکم بار دیگر مسیر معکوس را انتخاب کرده است.
آری، جای هنرمند زندان نیست.
جای او در آتلیه است، کنار قلممو، در میان ملت.
البته در این سرزمین، اگر تورک باشی و فریاد عدالت خوانی بزنی، «هنرمند» نمیمانی، بلکه «متهم» میشوی.
براستی مرتضی پروین، تصویرگر درد یک ملت است و درد او، بازتاب زخمیست که سالهاست بر پیکر آزربایجان میزنند. او را زندانی کردهاند، اما روح او را نمیتوان به بند کشید.
در سکوت این سلولها، صدایی در جریان است صدایی که نام دارد، ریشه دارد، آرمان دارد.
صدایی برخاسته از عمق تاریخ و زخمی امروز، که در سه واژه مقدس «آزادلیق، عدالت، میللی حکومت» میتپد و این صدا هرگز خاموش نخواهد شد، چرا که نه از گلوی یک نفر، که از قلب یک ملت برمیخیزد.
مرتضی پروین را آزاد کنید، پیش از آنکه تاریخ، از این ظلم چنان سخن بگوید که دیگر امکان انکار آن نباشد.
شاهین برزگر
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی