
گادتب: حزب دمکرات کردستان ایران (حدکا) در آخرین شماره نشریه کردستان به تاریخ ۳۱ مرداد ۱۴۰۴ نقشه ای از کردستان مدنظر این حزب منتشر کرده است که آذربایجان غربی نیز جزء خاک مورد ادعای این حزب تروریستی می باشد.
بررسی تاریخی ادعاهای ارضی تشکلهای کردی
شکلگیری حدکا در دهه ۱۳۲۰ و نوع گفتمان سرزمینی آن، تحلیل ادعاهای مکرر در نشریات و بیانیهها مبنی بر «کردستان دانستن» شهرهایی چون اورمیه، سولدوز(نقده)، سلماس، قوشاچای(میاندوآب). بررسی اینکه این ادعاها ریشه در واقعیت تاریخی-جمعیتی نداشته و بیشتر محصول توهمات تاریخ سازی هدفمند و حمایت برخی قدرتهای فرامنطقهای با هدف تامین منافع خود به دست پیاده نظامهای خود تحت عنوان گروههای تروریستی کردی بوده و است.
مرور تاریخ آذربایجان غربی از دوران توروکو یا توروککهها(۱۸۱۳–۱۷۸۱ ق.م) ساکن در اطراف دریاچه اورمیه، اورارتو، ماننا، هوری، هیتی، لولوبی، قوتی، ماد، آتروپاتن که اقوامی التصاقی زبان و در اصل به لحاظ تاریخی- زبانشناختی پروتو تورک شناخته شده اند تا دوران صفوی و قاجار، ترکیب قومی–جمعیتی منطقه و حضور اکثریت مطلق تورک در تمامی غرب آزربایجان بویژه از کرکوک و اربیل گرفته تا اورمیه، قوشاچای(میاندوآب)٫ سلماس، خوی و سولدوز(نقده) و… گویای حقیقتی انکار ناپذیر با مستندات تاریخی است.
تجربه عبرت آموز قرهباغ برای مهاجرین مهاجم
اینکه ارامنه مهاجر و پناهجو با حمایت قدرتهای خارجی قرهباغ را اشغال کرده و آن را «حق تاریخی» خود معرفی کردند در نوع خود کم نظیر بود چرا که تقریبا تمامی قدرتهای شرق و غرب با وجود تمامی تضاد منافع در اقصی نقاط جهان در این مورد به خصوص متفقالقول و متفق العمل بودنند اما اراده پولادین دولت و ملت آزربایجان شمالی بر اراده قدرتهای حامی ارامنه فائق آمد .
چنانکه در جنگ ۴۴ روزه ۲۰۲۰ و بازگشت تمامی سرزمینهای اشغالی قرهباغ به آغوش مام میهن، دگر باره ثابت نمود که ادعاهای ارضی در دنیای مدرن البته با چاشنی قدرت محکوم به شکست میباشد و واقعیت تاریخی و حقوقی سرزمین تعیینکننده است
حال با تأکید بر اینکه آذربایجان غربی بخش جداییناپذیر از آزربایجان جنوبی است
طرح این نکته که تشکلهای کردهای مهاجر که در دهه های گذشته با تعداد چند صدهزارنفری با هدف تغییر ترکیب جمعیتی تورک های غرب آذربایجان در راستای سیاست ضد تورکی شوونیسم فارس از کشور عراق به صورت پناهندگان جنگی در این منطقه اسکان داده شدند
اینک با تحریک و توهم تزریقی، با طرح ادعاهای ارضی، هر چه بیشتر در خدمت حاکمیت مرکزی عمل می کنند چنانکه هر گونه تفرقه و مناقشات قومی دقیقا در راستای حفظ و استمرار اسارت ملل در جغرافیای موسوم به ایران خواهد بود چراکه هر گونه ضعف یا خلا قدرت حکومت مرکزی که فرصتی برای خروج از اسارت ملل غیر فارس به وجود میآوردهر نوع ادعای ارضی از سوی اقوام بر یکدیگر دقیقا فرصتی برای تجدید قوای حکومت فارس محور مرکز ایجاد خواهد نمود و این امر علنا خیانت به آرمانهای آزادی خواهانه ملل دربند شوونیسم فارس در جغرافیای موسوم به ایران خواهد بود.
متاسفانه تشکلهای تروریستی منتسب به مهاجرین کرد، اسیر رویاها و توهمات مهلک القا شده از سوی اربابان خود شده و در هر فرصتی در رسانه ها و نشریات خویش ادعاهای واهی ارضی خود بر سرزمین تورکان آزربایجان جنوبی را تکرار می کنند و از درک این واقعیات عاجزند که کوچکترین تحرک بر علیه ملت تورک آذ بایجان و خاک مقدس آن برابر با از دست دادن بسیاری از داشته ها وامتیازات اهدایی از روی ترحم میزبان به میهمانان ناخوانده خواهد بود.
بسیاری از کارشناسان مسائل منطقه و فعالین ملی مدنی آذربایجانی بر این باورند اگر تشکل های تروریستی منتسب به کوردها به حقیقت تاریخی و واقعیت میدانی تمکین نکنند تجربه قرهباغ در ابعاد وسیعتر و البته شدیدتر تکرار خواهد شد.
ویدئو:
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی