
گادتب: صدا و سیما با انحصار پخش برنامههای تلویزیونی، نقش اصلی در شکل دهی افکار عمومی و ترویج ایدئولوژی حکومت را بر عهده دارد. هر چند با گسترش رسانه های اجتماعی و شبکه های ماهواره ای، این انحصار مزیت خود را تا حد زیادی از دست داده است اما کماکان به عنوان نهادی حکومتی که انحصار پخش تلویزیونی در داخل کشور را در دست دارد، به عینه نمادی از سلطه گری حاکمیت که نه تنها در راستای اعمال و تحمیل موئلفه های حاکمیتی و ایدئولوژیک سیستمحاکم بر جغرافیای موسوم به ایران، بلکه از عوامل و ابزارهای اصلی ترویج وحفظ هژمونی زبان و فرهنگ تحمیلی فارسی بر دیگر ملل بویژه ملت تورک آذربایجان جنوبی است.
به گزارش”صفحه اطلاع رسانی عباس لسانی”، صدا و سیما از اواسط دهه هفتاد شروع به ایجاد شبکه های استانی کرد. یکی از اهداف بیان شده در ایجاد شبکه های استانی “حفظ و پاسداری از فرهنگ، زبان و گویش خرده فرهنگ های ایرانی در راستای تحکیم وحدت ملی” میباشد. این عبارت به تنهایی نشان دهنده دیدگاه خودبرتر پندار و نژادپرستانه موجود در صدا و سیما است. دیدگاهی که عملا صدا و سیمای مراکز استانها را در مناطق غیر فارس نشین تبدیل به ابزاری جهت استحالهی فرهنگی و هویتی کرده است.
در بین استانهای آذربایجان جنوبی تنها چهار استان آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان در شبکه های استانی خود دارای برنامه هایی به زبان تورکی هستند که آن هم به صورت محدود و با زبانی معیوب اکران می شود. استان های قزوین، همدان، اراک(مرکزی)و البرز هیچ گونه برنامه ای به زبان تورکی آذربایجانی ندارند. همچنین استان هایی که جمعیت کثیری از تورک ها در آنها سکونت دارند مانند تهران، فارس،کرمان، قره میسین( کرمانشاه)، سینان داش( سنندج) قم، گیلان و … نیز هیچ برنامه ای به زبان تورکی ندارند.
در این بین استانهای قزوین، سینانداش( سنندج) اراک( مرکزی)، همدان و البرز از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. استانهایی که به کل جز اراضی تاریخی آذربایجان می باشند و شاهد بیشترین هجمه برای انکار هویتی بوده اند، در سطح صدا و سیما هم به گونهای با آنها برخورد می شود که گویی اهالی تورک نشینی در آن استان ها وجود ندارد. این در حالی است که به عنوان مثال شهر کوچک مهاباد در استان آذربایجان غربی دارای مرکز صدا و سیما بوده و تولید و پخش برنامه به زبان “کردی” دارد. این رفتار دوگانه عملا نمود نگرش تبعیض آمیز نسبت به آذربایجان جنوبی می باشد.
مساله دیگر در عملکرد صدا و سیمای مراکز استانی محتوا و درون مایهی برنامه های آن است. فضای غالب در محتوای برنامه های شبکه های استانی ایجاد فضایی سنتی و ارائه روایتی از سبک زندگی متعلق به گذشته است که جایی در دنیای کنونی ندارد. صدا و سیما فقط در روستاها به دنبال آداب، سنن و رسوم مردم تورک آذربایجان میگردد. گویی این فرهنگ و هویت جایگاهی در جامعه شهری ندارد و در پشت دروازه های شهر مانده است. صدا و سیما با برنامه های خود عملا دیواری نامرئی بین شهر و روستا کشیده و آن خوانشی از هویت آذربایجانی را که مطلوب حاکمیت است را نیز فقط در روستا خلاصه میکند و اجازه ورود به شهر نمیدهد. اثری از شهر آذربایجانی، شهروند آذربایجانی و هویت شهری آذربایجانی در صدا و سیما دیده نمیشود. مصاحبه هایی که در خیابانهای شهر تهیه میشود اکثرا به زبان فارسی میباشند. هیچ کس در تصاویر شهری بایاتی نمی خواند یا در گوشه ای از یک پارک آواز تورکی نمی خواند، همچین صحنه هایی را حتی اگر به ندرت فقط در تصاویری که از روستاهای آذربایجان پخش می شود میتوان دید. شبکه های استانی تصویری از شهر که حاوی المانهای فرهنگی و هویتی اذربایجان باشد نشان نمیدهند.
آذربایجان مامن اندیشمندان و نخبگان بسیاری است که در عرصه های مختلف صاحب جایگاه و نظر هستند. دانشگاههای شهرهای مختلف آذربایجان استادان فرهیخته ای در زمینه های مختلف دارند اما بسیار به ندرت امکان حضور در صدا و سیما و ارائه نظرات علمی آنها فراهم می شود. دوربین های صدا و سیمای مراکز استانهای آذربایجان تاکنون بر روی اساتید علمی زوم نکرده و از شخصیت های تاثیر گذار جامعه دانشگاهی آذربایجان اثری در شبکه های استانی نیست. تنها برنامه های علمی و آموزشی که از شبکه های استانی پخش میشود یا در مورد آموزش کشاورزی و دامداری بوده و یا در مورد سلامت و بیماری های جسمی.
مساله دیگر نحوه استفاده از زبان تورکی در شبکه های استانی است. زبان تورکی در شبکه های استانی به شکل دست و پا شکسته و زبانی عقیم به کار میرود که بدون استفاده از لغات عربی و گاها فارسی زبان محسوب نمیشود. صدا و سیمایی که شبکه سحر و رادیو آران را اداره میکند مسلما آگاهی کامل به زبان معیار تورکی آذربایجانی و شیوه صحیح استفاده از آن در رسانه را دارد.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی