
گادتب: آنچه امروز علیه تراختور آزربایجان در جریان است، نه اتفاقی است، نه حاصل خطای انسانی، نه محصول هیجان فوتبال، این یک پروژه سیاسی مهندسیشده برای مهار و تضعیف یک پدیده اجتماعی است که از چارچوب «فوتبال صرف» عبور کرده است.
تراختور فقط یک تیم فوتبال نیست.
تراختور به زبان میلیونها انسان بدل شده، به نماد هویت، به مسیر طرح مطالبات ملی، به مبارزه علیه استعمار، به تریبونی که فراتر از مستطیل سبز معنا پیدا کرده است.
و این را خوب میدانند.
دقیقاً به همین دلیل است که حذف آن را نه با یک ضربه آشکار، بلکه با فرسایش تدریجی، فشار روانی و خستهسازی سیستماتیک پیش میبرند.
توهینهای قومیتی، فقط یکی از ابزارهای این پروژه است.
در کنار آن، ناداوریهای تکرارشونده، تصمیمات یکطرفه داوری و استفاده گزینشی یا عدم استفاده از وار بهوضوح نقش مکمل را بازی میکند. وار هست، اما وقتی نوبت به تراختور میرسد یا «خراب است»، یا «تشخیص داده نمیشود»، یا اصلاً به آن رجوع نمیشود.
این دیگر اشتباه نیست؛ الگوست.
وقتی یک تیم بهطور مداوم قربانی تصمیماتی میشود که سرنوشت بازی، جدول و فصل را تغییر میدهد، دیگر نمیتوان از «خطای داور» سخن گفت.
اینجا با مهندسی نتایج در پوشش داوری مواجهایم؛ همان سیاست آهستهای که بدون سروصدا، هزینه میسازد و تیم را به مرز انفجار میرساند.
در چنین فضایی، رئیس باشگاه در تلویزیون رسمی تهدید میکند که اگر توهینها ادامه یابد، تیم را از لیگ بیرون میکشد.
اما سؤال اساسی اینجاست:
آیا خروج از لیگ، پاسخ تبعیض است یا تکمیل پازل همان پروژهای که از ابتدا برای حذف تراختور آزربایجان طراحی شده؟
اگر مسئله واقعاً توهین قومیتی و بیعدالتی است، چرا هیچ ارادهای برای پیگیری حقوقی و بینالمللی دیده نمیشود؟
چرا با وجود دهها سند از توهین، ناداوری و عدم استفاده عامدانه از وار، حتی یک پرونده جدی در ایافسی یا فیفا باز نشده؟
چرا وقتی اهانتها و تحقیرها حتی با همراهی رسانه رسمی کشور و پخش از شبکه ۳ بازتولید میشود، سکوت جای اقدام را میگیرد؟
واقعیت این است:
فدراسیون فوتبال و کمیته انضباطی، نه داوران بیطرف، بلکه بخشی از همان ساختار قدرتی هستند که تبعیض را نهادینه کرده است. ساختاری که هم در سکوها، هم در اتاق وار و هم پشت میزهای انضباطی، یک پیام واحد دارد: «تراختور آزربايجان باید مهار شود.»
فوتبال، وقتی به سیاست گره میخورد، با قهر و احساسات اداره نمیشود. با پروندهسازی حقوقی، افشاگری مستند، فشار رسانهای و هزینهسازی بینالمللی پیش میرود.
بیرون کشیدن تراختور از مسابقات، نه اعتراض، که خلع سلاح یک جنبش اجتماعی است؛ جنبشی که دقیقاً بهخاطر همین ظرفیت، باید تضعیف شود.
اگر قرار است مقابل این پروژه ایستادگی شود، راهش روشن است:
افشای ناداوریها، مستندسازی تبعیض، شکایت رسمی از داوری و وار، و بردن پرونده تا بالاترین نهادهای بینالمللی.
در غیر این صورت، خروج از لیگ نه دفاع از کرامت، که همراهی ناخواسته با پروژهای است که سالهاست آرام، خزنده و حسابشده در حال اجراست.
«یاور عیوضی»
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی