
گادتب: اولین بار وقتی کتاب درسی “گاهشماری در تاریخ” تالیف دکتر ابوالفضل نبئی را میخواندم متوجه شدم که ابوریحان بیرونی دانشمند بیهمتایی بوده است. در آن کتاب بخشهایی از کتاب “التفهیم” ابوریحان آورده شده بود و همان بخشها نشان میداد که او با تسلط بر ریاضی و نجوم، موفق به کشف اولین تقویم جهانی شده و فهم تاریخ تمدنهای مختلف را میسر کرده است.
بیرونی بیش از صد جلد کتاب درباره ریاضی، هندسه، زمینشناسی، ژئولوژی، سنگها و کانیها، نباتات، نجوم، تاریخ، ادیان و مردم شناسی دارد که شرح اساطیر و رسوم ترکها و سایر ملل کهن، خصوصا باورها و آداب هندوستان باعث شده تا برخی او را پدر علم انسانشناسی و هندشناسی بدانند.
بیرونی در حومه شهر سمرقند از ولایت خوارزم ترکستان (ازبکستان فعلی) بدنیا آمد و با زحمت زبانهای فارسی و عربی و زبانهای دیگر را یاد گرفت. او علاوه بر کشف تقویم مورد نظر، شعاع کره زمین را نیز محاسبه کرد که با رقم ثبت شدهی امروزی تفاوت ناچیزی داشت و اولین کسی بود که گفت: زمین ناف کائنات نیست و این کره کوچک بر محور خورشید میچرخد.
ابوریحان مورد توجه سلاطین ترک غزنوی بود و کتابهایی مانند کتاب “قانون مسعودی” را تقدیم آن سلاطین کرد و سی سال در دربار آنها (سلطان محمود، مسعود و مودود) در غزنی ماند و همانجا درگذشت. او در محل تحقیقات خود ماکتی از کره زمین را به قطر شش متر ساخته و محاسباتش را روی آن علامت گذاری و حتی ارتفاعات کره زمین را نیز روی آن برجسته کرده بود و همین ماکت او را به کشف مهم دیگری یعنی کشف نظری قاره آمریکا رهنمون کرد که در کتاب قانون مسعودی نوشته است.
بیرونی استدلال کرد که خشکیهای کره زمین (آسیا، اروپا و آفریقا) همه در یک طرف زمین قرار دارند و این امکان ندارد. چون آب سبکتر از سنگها و خشکیهاست و اگر بقیه زمین فقط آب باشد، باعث عدم توازن این کره میشود و حداقل باید یک قاره دیگر در آن سوی کره زمین وجود داشته باشد تا قارهی آن سوی آبها موازنه این کره را حفظ کند. او حتی گام بزرگی برداشته و نوشت که آن قاره باید از قطب شمال تا قطب جنوب (آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی) کشیده شده باشد، چون نزدیکی آن قاره به یکی از قطبها همچنان توازن زمین را برهم میزند و چگالی آن قاره نیز باید مانند خشکیها خودمان و قابل زیست باشد.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی