
گادتب: صدای خاموشناشدنی در دل تاریکی و شکنجه – برای «آراز امان»، نماد «درد و ایستادگی»
در شامگاه ۱۶ بهمنماه ۱۴۰۲، سکوت خانه پدریاش با یورش وحشیانه نیروهای امنیتی در هم شکست. چندین خودرو حامل مأموران نقابدار، خانه را محاصره کردند. در کمتر از چند دقیقه، درها شکسته شد، فریادها بلند شد و ترس، همهجا را فرا گرفت.
آن شب، خانوادهاش در برابر چشمان مأموران از وحشت میلرزیدند. همسرش بر اثر شوک و هراس شدید، جنین خود را از دست داد. مأموران آمده بودند تا او را بازداشت کنند، اما در آن لحظه موفق به فرار شده بود.
دو روز بعد، در ۱۸ بهمن همان سال، وی را یافته و بازداشت کردند. با چشمهایی بسته و دستانی بستهتر از حق، سوار هواپیمایی کرده که مقصدش شکنجه و اعتراف اجباری بود. در طول پرواز، یکی از مأموران با خونسردی تهدید کرده بود:
«الان در را باز میکنیم و پرتت میکنیم پایین، هیچکس هم نخواهد فهمید.»
در تهران، جهنم انفرادی آغاز شد. سلولی بینور، بیزمان و بیرحم. هر روز شکنجه، توهین و تحقیر.
وی را مجبور میکردند به کارهایی اعتراف کند که هرگز مرتکب آن نشدهاست. از شدت ضربات، دو دندانش شکسته، بدنش کبود و زانوهایش آسیب دیده بود
وقتی با درد به بهداری مراجعه میکند، پزشک زندان با تمسخر میگوید:
«اگر تو و امثال تو را به دار بکشند، دردتان هم تمام میشود.»
آیا این است معنای عدالت؟
آیا چنین رفتاری درخور جامعهای است که خود را «اسلامی» و «عدالتمحور» میخواند؟
اتهامش چه بود؟
هیچچیز جز انتخاب نام «آراز» – که در تاریخ و فرهنگ مردم آزربایجان، فقط یک رودخانه نیست، بلکه نماد جدایی و درد تاریخی ملت آزربایجان است – و شرکت در مراسم تشییع پیکر عزیز پورولی، مبارز شجاع آزربایجانیای که با شرافت زیست و در راه آزادی جان داد.
همین کافی بود تا به عنوان «دشمن امنیت» معرفی شود.
اما رنج وی در بازداشت پایان نیافت.
ابتدا توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی قاضیای که نامش با صدور احکام سنگین و سیاسی گره خورده است. به اتهام واهی «جاسوسی» به ۸ سال حبس تعزیری و به اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به ۵ سال حبس دیگر محکوم گردید.
افزون بر این، در حکم صادره مجازاتهای تکمیلی نیز آمده است: منع فعالیت سیاسی، ممنوعیت عضویت در احزاب و گروهها، ممنوعیت هرگونه فعالیت رسانهای و ممنوعالخروجی به مدت دو سال.
پس از اعتراض و تجدیدنظرخواهی نسبت به رأی بدوی، پرونده به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شد، اما این دادگاه نیز بدون رسیدگی عادلانه، اعتراض را رد و حکم سنگین بدوی را عیناً تأیید کرد.
امروز، وی و دهها انسان بیگناه دیگر، قربانی بیعدالتی، شکنجه و سرکوب سیستماتیک هستند
اما بدانند: صدای «آراز امان»ها، حتی از پس دیوارهای سرد زندان هم، خاموش نخواهد شد.
زیرا انسان، تا وقتی حقیقت و کرامت را فریاد میزند، هرگز شکست نمیخورد.
«ارکین وطن اوغلو»
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی