شنبه , می 9 2026
azfa

رضا زرگری: سالگرد شهادت فرمانده بابک

گادتب: روز مرگ بابک مصادف است با ۱۷ روز بعد از «چیلله گئجه‌سی» یا برابر با ۷ ژانویه. در چنین روزی، وی را در سامرا مثله کردند. وقتی بازوی راستش را زدند، وی با دست چپ بازوی قطع شده‌اش را برداشت و به صورتش مالید تا خونین شود. وقتی خلیفه علت را پرسید، گفت: چون خون می‌رود، چهره‌ام زرد خواهد شد. این کار را کردم تا گمان نبری که از ترس رنگ صورتم پریده. وی در تمامی مراحل مثله شدن، همچنان لبخند می‌زده و این عکس‌العمل در برابر درد جانکاه، باعث شده بود تا جماعت تماشاگر، در حیرت و ابهامی عمیق فرو روند.

نحوه مرگ شجاعانه وی حتی بعدها الگویی شد برای چهره‌هایی چون حلاج یا نسیمی و در این رابطه اسناد چندی موجود است.

منابع تاریخی آمار کشته‌های خرمی در نبرد آخر را بیش از ۸۰ هزار نفر آورده‌اند. حال آن‌که تعداد اسرا تنها حدود ۳۰۰ نفر بوده است. به عبارتی دیگر، خرمیان تا آخرین نفر و آخرین نفس جنگیده‌اند. نبردی منحصربه‌فرد در تاریخ که عملا نه زخمی داشته و نه اسیر!! این رشادت و چنین نسبت عددی بین ارقام کشته‌ها در برابر اسرا، در تمامی طول تاریخ جنگ‌های بشر، بسیار نادر شمرده می‌شود.

همچنین اشاره شده که زنان و کودکان، بعد از این واقعه شوم و شکست بابک، به گریه و زاری پرداخته‌اند. همگی این روایات و اسناد تاریخی، نشانی از جایگاه مردمی و بشر دوستی وی را ترسیم و بیانگری می‌نماید.

متون تاریخی ازجمله کتاب: طبری نقل می‌کند که آخرین خواسته بابک از افشین قبل از مرگش، این بود که به قلعه خود برود و آن شهر سوزانده و تخریب شده را به همراه اجساد همرزمان و یارانش بار دیگر ببیند. توضیح داده می‌شود آن شب، تصادفا مهتابی هم بوده است. بابک توانسته در زیر روشنایی ماه، در میان آوارهای فروریخته، بوی خون و سوختگی و در کنار اجساد کشته‌ها تا سحرگاهان قدم به قدم بگردد. در چنین شب سنگینی که می‌تواند سوژۀ بسیار مهمی برای هنرمندان در ترسیم و آفرینش تصویری این صحنه حزن‌انگیز تلقی شود، بابک این مرد قهرمان و سازش‌ناپذیر، به تک‌تک یاران خرمی‌اش سرمی‌زده وخاطرات بودن با آنان را به یاد می‌آورده است.

قطعا به چهرۀ یکایک آنان می‌نگریسته، دست در دستشان قرار می‌داده و اشک می‌ریخته.

چنین وفاداری، قدرشناسی و احساس تعلق به جمع، خود به تنهایی از جنس یک ارزش اسطوره‌ای باید تلقی شود که در تاریخ کم‌نظیر است. آنگاه که سپیده دم فرا می‌رسد، وی می‌گوید آماده‌ام تا به مسلخ روم. و او همچنان‌که در زندگی پرافتخارش، اسطوره بود، مرگش هم قهرمانانه بود.

محتملا با توجه به جایگاه حماسی و عدالتخواهانه بابک نزد توده‌ها، مراسمی در شهرهای آزربایجانی مخصوصا در اردبیل و قره‌داغ به عنوان مراکز فرماندهی وی، برگزار می‌شده است. همچنین به دلیل ساختار فرهنگی آزربایجانی‌ها، گردانندگان این عزاداری، اوزان‌های مردمی بوده‌اند که طی آن، شجاعت و جوانمردی بابک را مطابق الگوهای آوائی و اشعاری تورکی، نقالی و نوحه‌سرایی می‌کرده‌اند. بدون شک در این نقل و قرائت شهادت، رشادت و مظلومیت خرمیان، از عناوین و یا قالب‌هایی دیگر و متاخری هم مورد ذکر و استفاده این هنرمندان خلقی قرار داشته است. طبیعتا وجود چنین اتمسفر حسی و عاطفی، باعث ایجاد نوعی از همزادپنداری با برخی از حماسه‌های تاریخی و مذهبی شده است.

حضور اندیشه خرمی و کاراکتر بابک همچنان در تاروپود هویت آزربایجانی تنیده مانده است. حتی در افسانه‌ها آمده که هر سال در سالروز مرگ فرمانده بابک، اسب وی از دریاچه آت گولی در دامنه‌های ساوالان بیرون آمده و شیهه می‌کشد و دوباره به آب برمی‌گردد.

به‌عبارتی دیگر، تثبیت یک اسطوره در آمال و آرزوهای ملی و امیدواری برای بازگشت قهرمان خلق.

یاد فرمانده بابک، همچنان گرامی خواهد ماند.

دوباره امتحان کنید

رژیم تا کنون پاسخی به پیشنهاد آمریکا نداده است

گادتب: مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، اعلام کرد واشینگتن کنترل تردد در تنگه هرمز …

آکسیوس: قطر یکی از کانال‌های پشت‌پرده میان آمریکا و جمهوری اسلامی است

گادتب: آکسیوس به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد که قطر در کنار پاکستان، …