
گادتب: نخبگان هر ملتی، راهبران توسعهی آن ملت هستند و هر کشور به میزان مسوولیت پذیری نخبگانش، پیشرفت و توسعه مییابد. هر گاه نخبگان یک کشور خمود و بی تحرک باشند، افرادی ناتوان با تظاهر به نخبگی، کشور را به سرمنزل سقوط، رهنمون خواهند کرد.
توسعه پایدار بدون توجه به مسائل محیطِ زیستی امکان پذیر نیست. اگر نتوانیم از محیط زیست مان حفاظت کنیم، هرگز نمیتوانیم به توسعه پایدار دست یابیم.
بحران دریاچه اورمیه بزرگترین بحران زیست محیطی اخیر منطقه، بی سر و صدا در حال وقوع است. بحرانی که به گفته شخص رییس جمهور سابق حسن روحانی، آوارگی 14 میلیون نفر را به دنبال خواهد داشت و طوفانهای_نمکی حاصل از خشکیدن_دریاچه_اورمیه چهار استان کشور را در خواهد نوردید و تبدیل به شوره زارهای غیرقابل سکونت خواهد نمود.!
به گفتهی رئیس پیشین سازمان حفاظت از محیط زیست، خسارت خشک شدن دریاچه اورمیه صد و پنجاه برابرِ هزینه احیای آن است. حال کدامین عقل سلیم میتواند ضرورت پرداختن به احیای دریاچه را امنیتی نموده و آن را رد کند. خشک شدن دریاچه اورمیه با دستکاری انسان در طبیعت (ساخت سدهای غیرکارشناسی، احداث غیراصولی پل میانگذر بصورت خاکریزی و …) حاصل شده، غافل از اینکه انتقام طبیعت بسیار سختتر خواهد بود.
نزدیک یک ماه است که نخبگان سیاسی، فعالین ملی و محیط زیستی دربارهی تبعات خشک شدن دریاچه اورمیه و خسارتهای مادی معنوی غیرقابل جبران آن با مقالات و سخنرانی هشدار میدهند به مسئولان امر. اما بجای شنیده شدن فریادشان و تحسین از این دلسوزان واقعی وطن و ملت که به فکر حفظ محیط زیست برای نسلهای آینده هستند طبق معمول جوابشان سرکوب و تهدید شده است.!
نهادها و اشخاص امنیتی بجای درکِ دغدغههای این اشخاص دلسوز، آنان را کمافیالسابق پانترک خوانده و تحریک کنندگان جامعه به قصد برهم زدن امنیت ملی کشور مینامند.! ولی این نوع برخوردهای قهرآمیز و غیر علمی، سرانجامی جز عمیقتر کردن شکاف بین نخبگان و حاکمیت نخواهد داشت.
در آخر روی سخنم با افرادِ دانشگاهی، دانشجویان، اساتید، معلمین، وکلاء و… است. چرا خاموشی؟ چرا انفعال، سکوت و بی تفاوتی؟! آیا میتوان ادعای دانشجو، استاد، معلم، و وکیل بودن داشت ولی در قبال همهی بیعدالتیها، ستم ملی، طبقاتی و جغرافیایی، تبعیضات مرکز پیرامونی و تمامی اتفاقات و بحرانها، نظارهگر بود؟! آیا میتوان نخبه یا فرهیخته بود و در قبال بزرگترین فاجعه زیست محیطی منطقه بی تفاوت ماند و سکوت کرد؟!
امری که متاسفانه اکنون شاهد آن هستیم این است که هیچ گونه اعلام هشدار و توصیه ای از طرف نخبگان و جامعهی دانشگاهی به دولت در قبال عواقب خشک شدن دریاچه اورمیه انجام نمیشود.
نخبگان، فرهیختگان و روشن فکران واقعی، در برابر تاریخ مسئولند و آیندگان عملکردشان را قضاوت خواهد کرد. سخن آخر اینکه سقوط و صعود هر ملتی بدست نخبگان آن ملت انجام میپذیرد. باید و باید احیای_دریاچه به یک خواست و اراده ملی تبدیل شود. هم وطن مرگ دریاچه اورمیه را به نظاره ننشینیم.!
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی