
گادتب: محمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار یکی از برجستهترین شاعران آزربایجان است که نام او در حافظه ملت ما نه بهخاطر چند قطعه شعر فارسی، بلکه بهواسطه شاهکار جاودانه خود به زبان مادریاش یعنی منظومه «حیدربابایه سلام»، «سهندیه» و «خان نهنه» ماندگار شده است. با این حال، سیستم مرکزگرای فارس در ایران با سیاستهای شناختهشده خود در عرصه فرهنگی، تلاش کرده است هویت او را تحریف و مصادره کند. نامگذاری بیست و هفتم شهریور، سالروز درگذشت شهریار، بهعنوان «روز ملی شعر و ادب فارسی» نمونهای بارز از این سیاست استعمار فرهنگی است.
شهریار از بطن جامعه آزربایجان برخاست و با زبان مادری خویش عمیقترین احساسات و خاطرات مردم سرزمینش را به شعر درآورد. «حیدربابایه سلام» تنها یک شعر نیست، بلکه مانیفستی فرهنگی است که طبیعت، روستا، آیینها و ارزشهای بومی آزربایجان را به تصویر کشیده و زبان مادری را بهعنوان عنصر اصلی هویت ملی معرفی میکند.
ابیات سروده شده در این شعر نشان میدهد که جدایی از زبان مادری معادل جدایی از ریشه و هویت ملی است. دردی که ملت تورک آزربایجان سالهاست زیر سایه سیاستهای آسیمیلاسیون سیستم مرکزگرای فارس آن را تجربه میکند.
شهریار حتی در اشعار فارسی خود نیز صدای اعتراض به تبعیض و نابرابریهای مرکزگرایانه است. در شعر معروفش خطاب به مرکزنشینان چنین فریاد میزند:
“الا تهرانیا انصاف میکن، خر تویی یا من؟”
این بیت، اعتراضی آشکار به سیاستهای تحقیرآمیز و تبعیضآمیز نسبت به آزربایجان است. شهریار در حقیقت، چه در زبان تورکی و چه در زبان فارسی، صدای مردم خویش و معترض به بیعدالتیهای حاکم بود.
با این همه، سیاستهای سیستم حاکم، همانند دوره پهلوی، بر مبنای یکسانسازی و انکار هویت ملتهای غیرفارس استوار شده و از همین منظر شهریار نیز به ابزاری برای تبلیغ «ادب فارسی» بدل گردیده است. انتخاب روز درگذشت او بهعنوان «روز ملی شعر و ادب فارسی» نه نشانه تکریم، بلکه کوششی برای محو هویت تورکی و تحریف چهرهی واقعی اوست. اگر عدالت و احترام به تنوع فرهنگی وجود داشت، بیتردید این روز باید به نام «روز ملی ادبیات تورکی» شناخته میشد، چرا که شهریار بیش از هر چیز با اشعار تورکیاش در حافظه ملتها و تاریخ ماندگار شده است.
اما بر خلاف ایران، در کشور جمهوری آزربایجان شهریار با همان هویت حقیقی خویش مورد تکریم و احترام قرار دارد. او در باکو و دیگر شهرهای آزربایجان شمالی چهرهای شناختهشده است و آثارش بارها منتشر و در مدارس و دانشگاهها تدریس شده است.
مجسمه با عظمت شهریار در باکو نصب گردیده و سالروز درگذشت او در رسانهها و محافل فرهنگی گرامی داشته میشود. در آزربایجان شمالی او را «استاد شهریار» مینامند و نه تنها به خاطر هنر شعریاش، بلکه بهخاطر وفاداریاش به زبان مادری و فرهنگ تورکی، برای او ارزش و احترام ویژهای قائلاند. این جایگاه والای شهریار در آزربایجان شمالی نشان میدهد که ملت ما در دو سوی آراز او را بهعنوان شاعر ملی خویش میشناسند و اجازه تحریف و مصادره هویت او را به هیچ سیستم مرکزگرایی نمیدهند.
ابیات ملی و زبانمحور شهریار و فریادهای اعتراضیاش علیه تبعیضهای مرکز، نشان میدهد که پیوند او با زبان مادری و هویت ملی آزربایجان ناگسستنی است. مصادره نام و آثار شهریار بخشی از پروژهی کلان استعمار و آسیمیلاسیون فرهنگی در ایران است که با هدف انکار موجودیت ملت تورک آزربایجان دنبال میشود. بزرگداشت واقعی شهریار تنها در صورتی ممکن خواهد بود که او در جایگاه واقعی خویش معرفی شود. یعنی شاعری که از دل ملت تورک برخاست و با زبان مادریاش به جاودانگی رسید.
شهریار زمانی عزیز است و بزرگداشت او ارزش حقیقی پیدا میکند که ملت ما در سایه تحقق شعار خود، یعنی” آزادلیق، عدالت، میللی حکومت”، به حقوق ملیاش دست یابد. تنها در چنین شرایطی است که میتوان شهریار را آنگونه که شایسته ملت تورک آزربایجان است گرامی داشت و نام او را بهعنوان پرچمدار هویت ملیمان جاودانه ساخت.
شاهین برزگر
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی