
گادتب: از «اسلام» سخن میگویند اما در جنگ علیه مسلمانان، در کنار متجاوزانِ به اسلام می ایستند!!!
با داعش مدعی اسلام سالیان سال میجنگند اما داعشان مسیحی را بغل کرده و دست در دست عکسی یادگاری گرفته وبر شعور ملت لبخندی مضحک میکنند!!
مشی توام با «نفاق سیاسی» و منشِ پارادوکسیکال در رفتار سیاست پیشگان کشور در مورد ترکها و دیگر ملل غیر فارس، سالیان سال است آشکارا به چشم می خورد.
این رفتارهای متناقض و متضاد سبب جدایی، مسیر حرکت سیاسی فعالان سیاسی ومدنی ترکها تقریبا پس از دوران اصلاحات که دو قوه ی مجریه ومقننه کامل دست اصلاح طلبان بود، شدت گرفت !
تا اینکه به وعده های عمل نشده درمورد اتنیک های غیرفارس از زبان دولتمردان فعلی رسیدیم…
آنها که با وعده ی تقسیم منافع و منابع ایران برای کل ایرانیان بر قدرت رسیده بودند و کاری برای ایرانیان غیر فارس نکردند نهایت آزربايجان و تورکها در ایران مشی سیاسی مستقل و برای نیل به مطالبات خویش راهی دیگر برگزیدند!
از «جنبش سبز» گرفته تا «شورای گذر» حسن شریعتمداری و لوس آنجلسی ها تا نوریزادها و جنبش های اجتماعی چند سال اخیر، کسی نتوانست ترکها را به خیابانها کشانده و رو در روی جمهوری اسلامی ایران قرار دهد!
البته که سکوت ترکها از رضایت نبود!
و آزربایجان گرسنه تر از همه جای ایران ومعترض تر از اصفهان و کرمان و خراسان و خوزستان… !!!
دولتها از «سازندگی» گرفته به ترتیب تا دولت «کلید دار وکلید ساز» جملگی «با آزربايجان» نبودند بلکه «بر آزربايجان» بودند و از سدهای غیر ضروری بر بستر رودخانه های دریاچه ی ارومیه وخشکاندن آن گرفته تا توهین وتحقیر در کتابهای درسی و رسانه های جمعی…!!! ونهایت بیکاری و کوچاندن اجباری ترکها از آزربايجان و گماردن استاندارهای غیراستاندارد غیر بومی بر استانهای ترک نشین… !!!
دولت اصولگرای با نظریه پردازی رحیم مشایی «مکتب ایرانی» را اختراع نمود و دولت اصلاح طلبش با نظریه پردازی سید جواد طباطبائی «مکتب ایرانشهری» را پایه گذاری نمود که هر دو مکتبشان، مکتبی پارس گرایانه و «آنتی ترک» بود…
از «حسین شریعتمداری» کیهان گرفته تا «امید دانای» خارج نشین سر از کوروش گرایی وباستان گرایی در آوردند…
و هر چقدر مدعیان دروغین اسلام و اصلاحات از آرمانهای انقلاب دور میگشتند ترکها بر سر عهد بودند…
مدعیان شعار «نه شرقی ونه غربی» شرق که چه عرض کنم حتی به دامان شرقی ترین کشور چین کمونیستی رفتند و آب وخاک وطن را به آنها واگذار کردند!
مدعیان ام القرایی جهان اسلام چشمان خویش را بر روی تخریب مساجد و شکنجه های مسلمانان ایغور چین بستند و خود رابه ندیدن زدند!
در کشتار مردم خوجالی وجنایات قره باغ در کنار ارامنه ی متجاوز وکودک کش ایستادند!
اکنون که زمان بازپس گیری اراضی قره باغ وخاک و سرزمین اسلامی فرا رسیده است خودروهای روسی که متناسب با رنگ و مدلشان صرفا میتواند کاربردی نظامی داشته باشد حسب گزارش تلویزیون ملی از انزلی به ارمنستان راهی میشود!!!
کیست که نداند قدرت نمایندگان ولی فقیه و ائمه ی جمعه در استانها بیش از نمایندگان مجلس و استانداران و نیروهای امنیتی و انتظامی و نظامی هست! پس چگونه دستورات و حمایتهای ائمه ی جمعه پیرامون حمایت از ارتش وملت آزربايجان نادیده گرفته می شود؟
آرزو میکردم نظام قضایی مستقلی داشتیم و مسببین این امر را به تیغ عدالت میسپردیم
یا لااقل مجلسی مستقل با نمایندگانی شجاع داشتیم و وزرای کشور واطلاعات وامور خارجه را به استیضاح میکشاند یم..
آرزوست دیگر!!!
یک جای کار میلنگد!
یا حمایتهای آقایان جدی نیست یا در این کشور قدرتی بالاتر از ائمه های جمعه هست که به حقوق و مسائل ترکها رسیدنی ناخواسته حاضرند حتی پا روی آرمانهای اصلی انقلاب گذاشته حتی به «اسلام و تشیع» نیز پشت کنند و برعلیه ترکها در کنار غیر مسلمانان بایستند!
امروز شاید ناچارا سخن از «قره باغ خاک اسلام است» میرود اما نفاق از کلام و سخن برخی از آقایان میبارد!
امام حسین (ع) پس از خروج از مکه و حج ناتمام، به فرزدقِ شاعر برخورد و از وی پرسید: «از مردمی که پشت سر گذاشتهای (کوفه) به ما خبر بده.»
وی گفت: « دلهای مردم با تو(امام حسین) و شمشیرهایشان با بنی امیه است».
متأسفانه امروز برخی مسولین کشور شاید «دلهایشان» با «قره باغ» و آزربايجان باشد اما باتوم هایشان و شمشیرهایشان با ارامنه هست! واین نفاق از هر چیزی بیشتر ترکهای ایران را آزار میدهد!
« یقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَیسَ فِی قُلُوبِهِمْ »؛
«میگویند آنچه را که در دلهایشان نیست»
آل عمران/سوره۳، آیه۱۶۷.
امروز باید فریاد و سخن ترکها را شنید شاید فردا دیر باشد!
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی