
گادتب: پس از هفتهها تداوم کارزار سایبربولی[قلدری یا آزار سایبری] در شبکههای اجتماعی با عنوان «واگعیه یا کیکه» علیه یک کودک تورک ، اینبار انتشار ویدئویی که در آن یک فرد تلاش میکند شیوه تلفظ حرف «ق» در یک کودک را تغییر دهد، به کودکآزاری تعبیر و موجب ایجاد موجی از واکنش شهروندان و برانگیخته شدن خشم عمومی در میان تورکها شده است.
به گزارش “صفحه اطلاعرسانی عباس لسانی”، طی نزدیک به دو هفته گذشته، تولید محتوا و انتشار ویدئوهایی با عنوان «واگعیه یا کیکه»، ترند شبکههای اجتماعی کاربران ایرانی بهویژه در اینستاگرام و یوتویوب بود. محتوایی که پس از انتشار ویدئوی سرگرمی یک نوجوان تورک آغاز شد. در این ویدئو، اینفلوئنسر نوجوان، فارسی را با لهجه تورکی صحبت میکند. انتشار این ویدئو، نقطه آغاز کارزار تمسخر لهجه این کودک توسط شمار زیادی از شهروندان ایرانی شد؛ کارزاری چنان گسترده که از صفحات تولید محتوای سرگرمی به صفحات تبلیغ محصولات تجاری نیز کشیده شد و بسیاری از شهروندان ایرانی بدون توجه به بنیانهای دیگرستیزانه این کارزار، اقدام به تولید ویدئو در این ارتباط با محتوای آشکارا تحقیرآمیز کردند.
تداوم کارزار سایبربولی «واگعیه یا کیکه» تا جایی پیش رفت که دوستان این کودک تورک، با انتشار ویدئوی به زبان تورکی آذربایجانی، نسبت به این کارزار اعتراض و اقدام به حمایت از دوست خود کردند. ویدئویی که نشان میداد، برخلاف تحلیل و توجیههای سادهانگارانه درباره «طنز» بودن محتوای کارزار «واگعیه یا کیکه»، این کودک درکی متفاوت از واکنشها داشت و این واکنشها را آزارگرانه و تحقیرآمیز میفهمید.
همزمان با موج تحقیر و تمسخر لهجه تورکها هنگام صحبت به زبان فارسی، ویدئوی دیگری منتشر شد که در آن شخصی که خود را «گفتار درمانگر» معرفی میکرد، با وارد کردن انگشتهایش در دهان یک کودک و فشردن گونههای او تلاش کرد، شیوه تلفظ حرف «ق» در این کودک را تغییر دهد. همزمانی انتشار این ویدئو با کارزار سایبربولی «واگعیه یا کیکه»، بار دیگر انتقادها نسبت به دیگرستیزی و راسیزم نهادینه در ایران را به صدر موضوعات مورد بحث در سطح افکار عمومی بهویژه تورکهای آذربایجان تبدیل کرد.
در واکنش، شماری از شهروندان ایرانی در حالی تلاش کردند، دیگریستیزی فراگیر در ایران را با «گفتار درمانی» نامیدن یا «رضایت خانوادهی کودک» توجیه کنند که عدهای دیگر اساسا لهجه سایر ملل غیر فارس را بهعنوان «اختلال» تعریف و بر ضرروت «اصلاح» آن تاکید کردند. همزمان کارزار توهین و تحقیر تورکها در شبکههای اجتماعی ایرانیان کمان جریان داشت.
با این وجود، این سطح از تقلیلگرایی تبعیض سیستماتیک علیه ملل غیرفارس و انکار گسلهای ملی در ایران که در بنیاد خود نوعی دفاع از تبعیض و آزارگری، تایید خودبرتربینی، عادیسازی راسیزم است دیگریسازی را تقویت میکند. چنین پروسهای برای شهروندان غیر فارس بهویژه تورکها تازگی ندارد؛ اهداف و عوامل شکلگیری اعتراضات ضد نژادپرستی خرداد ۱۳۸۵ و آبان ۱۳۹۴ خورشیدی، بهعنوان اولین و فراگیرترین اعتراضات ضد نژادپرستی در تاریخ خارومیانه نیز پیشتر با منطقی مشابه توسط رسانههای جریان اصلی، روشنفکران فارس و جامعه مدنی مرکز انکار شده بود.
بهرغم اینکه میتوان یک الگوی رفتاری برتریجویانه، دیگریساز و تکرارشونده را در بخش بزرگی از ایرانیان رصد کرد، کماکان بدنه اصلی جامعه مدنی و روشنفکران ایرانی، تمایلی به آغاز کارزاری برای فرهنگسازی در بین مردم، مبارزه برای رفع تبعیض و افزودن بر آگاهی عمومی درباره خطرات دیگرستیزی ندارند و بسیاری از آنها در عمل مدافع این برتریجویی و استفاده از امتیاز فارس بودن هستند.
دولتهای حاکم بر ایران که در یکصد سال گذشته بر این جغرافیا حکومت کردهاند نیز به دلیل بنیانهای فکری پرشینیستی (نژادگرایی فارسی و فارس گرایی) خود، اساسا وجود ملل و فرهنگهای غیر فارس در ایران را به رسمیت نمیشناسند تا اقدامی برای مبارزه با راسیزم و یا پذیرش عمومی پلورالیزم فرهنگی انجام دهند. این دولتها در عمل مجرایی قانونی و سیاسی را برای تحکیم پایههای استعمار در ایران بناگذاشتهاند که جز با مبارزه مستمر ملل غیر فارس، فرو نخواهد پاشید.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی