
گادتب: چند سال پیش در یکی از نوشتههایم با اشاره به بایکوت و سانسور نام فضولی، شاعر نامآشنای آذربایجانی، در کتب درسی نوشتهبودم:
“شکی ندارم که اگر نسیمی و فضولی به زبان ترکی شعر نمیگفتند و از آنها فقط همین دیوانهای فارسی و عربیشان به جا میماند، امروزه نه تنها نامشان و آثارشان در متون درسی وارد میشد، بلکه همچون بنیاد سعدی، اکنون بنیادهایی به نام آنها تاسیس شده بود و حتی سایر نهادهای فرهنگی و حتی صدا و سیما شبانهروز به معرفی و تبلیغ آنها میپرداختند.
آری، تنگنظران قومگرا و نژادپرست نمیتوانند بپذیرند که کسانی که آن دیوانهای فارسی را ساخته و پرداختهاند، به همان صلابت و استواری دیوانهایی نیز به زبان مادریشان داشتهاند. ننگ باد بر چنین نویسندگانی که دم از آزادگی میزنند ولی کتابهای درسی مدارس را از نام شاعرانی آکندهاند که نژادپرستی، زنستیزی، چاپلوسی و مداحیهایشان گوش فلک را کر کرده است، اما شاعر آزادهای همچون نسیمی که جانش را بر سر آرمانش نهاده، از سوی آنها مورد سانسور و بایکوت قرار میگیرد.
شرم باد بر آنهایی که شعار دین و مذهب سر میدهند ولی حتی آثار شیعی و عاشورایی فضولی هم نتوانسته از حصار تنگ سانسور و بایکوت آنها بگذرد و به کتابهای درسی و متون دانشگاهی راه پیدا کند، آن هم تنها و تنها به این دلیل که این شاعر گرانمایه که برخی او را بنیانگذار سبک هندی در ادبیات فارسی و ترکی میدانند، دیوان اشعاری هم به زبان ترکی دارد!”
جالب است که پس از ۸۰ سال از تأسیس اولین فرستنده رادیویی در ایران، بالأخره این بایکوت ۸۰ ساله شکسته شد و برای اولین بار نام فضولی از رسانهای که مرکز پخش آن تهران است بر زبان آمد! لکن نه به بهانه معرفی این شاعر گرانمایه تورک، بلکه به منظور تخریب و تحقیر وی و نسبت دادن سرقت ادبی به وی! آن هم از سوی کسی که دکترای ادبیات فارسی دارد و هنوز نمیداند که صائب تبریزی قریب به چهل سال پس از وفات فضولی به دنیا آمدهاست و طبعاً اگر شباهتهایی هم در بین اشعار این دو شاعر بلندآوازه آذربایجانی مشاهده میشود، میتواند ناشی از تأثیرپذیری صائب تبریزی از اشعار فضولی باشد نه بالعکس (بماند که آنچه این استاد ادبیات نخوانده در خصوص تخلص فضولی بر زبان میآورد کذب محض است و سرشار از نفرتپراکنی به مقام شامخ اسطوره ادبیات تورکهای آذربایجان)!
آری، فضولی شاعری است فراتر از تصور نژادپرستان پارس! شاعری که پیش از صائب تبریزی و بسیاری از شاعرانی که در ردیف شعرای “سبک هندی” معرفی میشوند (بماند که خود این نامگذاری محل اشکال است)، عناصر ادبی این سبک را در شعرهایش جلوهگر ساختهاست ولی تنها به این خاطر که در کنار دیوانهای شعر عربی و فارسی خود، دیوان و آثاری هم به زبان مادری خویش آفریده مغضوب اساتید نژادپرست ادبیات ایران واقع شده و هم نامش و هم آثارش مورد بایکوت و سانسور قرار گرفتهاست!
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی