
گادتب: حفاریهای غیرمجاز در معدن طلای اندیرگان نه یک پدیده پنهان، بلکه نتیجه یک سازوکار شناختهشده، هماهنگ و سهمبندیشده است، سازوکاری که بدون همراهی و چشمپوشی نیروهای امنیتی مستقر عملاً امکان تداوم ندارد.
به گزارش “صفحه اطلاع رسانی عباس لسانی”،روایتهای میدانی ساکنان منطقه حاکی از آن است که دسترسی به رگههای طلای با عیار بالا تنها در چارچوب هماهنگی قبلی، پرداخت سهم و رعایت زمانهای تعیینشده ممکن است؛ روندی که از نگاه ساکنان منطقه، مصداق آشکار ویژهخواری و رانت نهادینهشده در بهرهبرداری از منابع عمومی است.
در چنین بستری، بامداد روز چهارشنبه ۳ دیماه ۱۴۰۴، «حسین ایمانی»، جوانی حدوداً ۱۸ ساله و از اهالی روستای سیغای، در محدوده معدن طلای اندیرگان جان خود را از دست داد. این جوان در ساعات شب مشغول حفاری در یکی از تونلهای غیرایمن بود که بر اثر ریزش تونل دچار حادثه شد و جان باخت؛ مرگی که به گفته اهالی، نتیجه مستقیم ادامه حفاریهایی است که تحت نظارت ظاهری اما با حمایت عملی نیروهای مستقر انجام میشود.
معدن طلای اندیرگان، واقع در بخش خاروانا از توابع شهرستان ورزقان، بهطور رسمی یکی از مناطق دارای کنترل امنیتی شدید به شمار میرود و یگان ویژه نیروی انتظامی بهصورت دائمی در آن مستقر است. با این حال، استمرار حفاریهای شبانه و سازمانیافته در چنین فضایی، این پرسش جدی را مطرح میکند که چگونه فعالیتهایی با این سطح از گستردگی، بدون اطلاع، هماهنگی و تسهیل نیروهای امنیتی امکانپذیر است.
بر اساس روایتهای محلی، نیروهای مستقر نهتنها مانعی برای این حفاریها ایجاد نمیکنند، بلکه با ایجاد حاشیه امن، تعیین ساعات مشخص برای فعالیت و چشمپوشی هدفمند، عملاً به بخشی از چرخه استخراج غیرقانونی تبدیل شدهاند. این وضعیت، از دید ناظران محلی، نشاندهنده شکلگیری یک ساختار پایدار از ویژهخواری است که در آن، امنیت به ابزار توزیع رانت بدل شده است.
حادثه مرگ حسین ایمانی، نخستین مورد از این دست در اندیرگان نیست. طی سالهای گذشته، بارها جوانان بومی منطقه در اثر ریزش تونلها یا انفجار مواد منفجره جان خود را از دست دادهاند؛ حوادثی که اغلب با عنوان «اتفاق» یا بدون پیگیری مؤثر، به فراموشی سپرده شدهاند. تکرار این مرگها، خود گواهی روشن بر سازمانیافته بودن حفاریهای غیرمجاز و تداوم آنها در سایه سکوت و انکار است.
در کنار این واقعیت، شرایط دشوار معیشتی در روستاهای اطراف اندیرگان، بسیاری از جوانان را به انتخابی ناگزیر سوق داده است: بیکاری و فقر مطلق یا ورود به تونلهایی که هر لحظه امکان ریزش آنها وجود دارد. با این حال، منتقدان تأکید میکنند که فقر، تنها بخشی از ماجراست و زمانی که نهادهای مسلح بهجای جلوگیری، نقش تسهیلگر و شریک غیررسمی ایفا میکنند، مسئولیت مرگها مستقیماً متوجه همان نهادهاست.
مرگ حسین ایمانی، برای اهالی منطقه، صرفاً یک حادثه تلخ نیست؛ بلکه نمادی از قربانیشدن جوانان آذربایجان در تقاطع طلا، فقر و همدستی قدرت است. تا زمانی که نقش نیروهای مستقر در معدن اندیرگان بهطور شفاف بررسی نشود و سازوکار پاسخگویی واقعی شکل نگیرد، این منطقه همچنان شاهد مرگهایی خواهد بود که نه اتفاقی، بلکه سیستماتیک رخ میدهند.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی