
گادتب: روز، اول مهر، میلیونها دانشآموز در ایران سال تحصیلی تازهای را آغاز کردند. اما برای بخش بزرگی از این کودکان، مدرسه به معنای آغاز بیعدالتی است: آنها زبان مادریشان را پشت در خانه جا میگذارند و با زبانی بیگانه بر نیمکتهای کلاس مینشینند.
این وضع، فقط مسئلهی آموزشی نیست؛ مسئلهای عمیقاً سیاسی و هویتی است. کودکی که از نخستین روز مدرسه یاد میگیرد زبان مادریاش جایی در کتابهای درسی ندارد، خیلی زود با این پیام بزرگ میشود که بخشی از هویتش باید حذف یا پنهان شود.
پژوهشها بارها ثابت کردهاند آموزش به زبان مادری در سالهای ابتدایی، نه تنها کیفیت یادگیری را افزایش میدهد، بلکه به یادگیری زبان رسمی هم کمک میکند. اما نظام آموزشی ایران همچنان بر یکدستسازی زبانی اصرار دارد و این همان چیزی است که تبعیض و نابرابری را بازتولید میکند.
نکته اینجاست که اصل ۱۵ قانون اساسی بهصراحت تدریس و رسمیت زبانهای محلی و قومی را در کنار زبان فارسی به رسمیت شناخته است. نادیده گرفتن این اصل توسط حاکمان، چیزی جز دهنکجی آشکار به میلیونها غیرفارسزبان نیست؛ بیاعتناییای که نه فقط هویت این کودکان را نشانه میرود، بلکه مشروعیت خود ساختار حاکمیت را نیز تهدید میکند.
مسعود پزشکیان، با شعار «احقاق حقوق اقوام» و دفاع از تکثر فرهنگی به میدان آمد، اما در عمل ادامهدهندهی همین ساختار است. ساختاری که سالهاست بهجای اصلاح، در حذف تنوع زبانی و فرهنگی سماجت میورزد.
آغاز سال تحصیلی، در چنین شرایطی، یادآور این حقیقت تلخ است: مدرسه برای میلیونها کودک، نه خانهی علم، که خانهی فراموشی اجباری است. و تا زمانی که اصل قانون اساسی هم زیر پا گذاشته شود، هیچ شعاری نمیتواند ماهیت فاشیستی این نظام آموزشی را پنهان کند
«سجاد . س»
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی