
گادتب: در ورزقان، جایی که خاکش طلا میزاید اما مردمش از ابتداییترین امکانات محروماند، حادثهای تلخ رقم خورد؛
در روستای ماسقاران، آتشسوزی یک انبار علوفه -تمام دارایی یک خانواده- به صحنهای هولناک تبدیل شد. پدر و مادری که هیچ وسیله و هیچ امیدی برای مهار آتش نداشتند، ناچار شدند خودشان را به دل شعلهها بزنند؛ برای نجات علوفهای که قوت یک سالشان بود…
این تصویر، فقط یک تراژدی روستایی نبود؛ انعکاس سالها بیتوجهی و بیعدالتی است.
اما پرسشهای سنگین و بیپاسخ همچنان بر زمین ماندهاند:
چگونه ممکن است ورزقان -شهرستانی که همزمان با کرج به بخش تبدیل شد- هنوز از داشتن یک مجموعه مناسب آتشنشانی محروم باشد؟
چطور ممکن است منطقهای که بزرگترین معادن کشور در آن قرار دارد و میلیاردها ثروت از دل خاکش بیرون کشیده میشود، کمترین امکانات آتشنشانی در سراسر آزربایجان را داشته باشد؟
چند خانواده دیگر باید در آتش بیتدبیری بسوزند تا صدای مردم را بشنوند؟
این حادثه فقط سوختن یک انبار نبود؛
فریاد خاموش مردمی است که سالهاست زیر سایه بیتوجهی، تبعیض و مدیریت نابرابر دستوپا میزنند.
ورزقان امروز ثروتمند است، اما مردمش فقیرِ امکاناتند؛
ثروت از دل خاک بیرون میرود، اما درد و رنج در دل مردم میماند.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی