
گادتب: به دلایل زیادی مولوی عبدالحمید چهره برتر این روزهاست. اولاً در قامت یک پیشرو ظاهر شد تا پاسخی به خرمگسهایی باشد که جمله «حرکت بدون لیدر راه به جایی نخواهد برد» را مدام وز وز میکنند. ثانیاً به مرکزگرایان شیرفهم کرد که دوره سروری لیدرهای تهران بر سایر مناطق ایران گذشته و مناطق مختلف لیدرهایی برای خود خواهند داشت و لیدرهای آینده به اندازه تکثر موجود در این کشور متکثر و متفاوت خواهند بود. ثالثاً با گفتن جمله «اکثر مردم ناراضیاند و اگر قبول ندارید رفراندوم بگذارید» حریف را به موضع دفاعی راند.
در میان سران کشورهای همسایه نیز الهام علیوف پیشگام شده و ضربهای به حریف وارد کرد. او سخنانی گفت که نشان میدهد، تمایل زیادی دارد تا عبدالحمید آزربایجان باشد. او همچنین دعوت رئیسجمهور ایران برای حضور در تهران را رد کرد تا ثابت شود، حکومتی که پیش شهروندانش بیاعتبار باشد، نزد دیگران سنگ روی یخ خواهد شد و بعد از چهل سال شعار توخالی «نه شرقی، نه غربی» دیگر کسی او را طرف گفتگو ندانسته و بجای تهران به سوچی روسیه خواهند رفت تا حرفهای پدرخوانده را بشنود.
این رویکرد باعث شد تا مقامات تهران در تازهترین ادعا گفتند که ترور شاهچراغ نیز از باکو هدایت شده و شاید همین روزها، حریف در سخنانش آزربایجان را بجای امریکا نشانده و هر اتفاقی را به آنجا نسبت داده، مدام بگوید که او هیچ غلطی نمیتواند بکند و او هر کاری دلش بخواهد بکند.
آزربایجان این موضع قدرت را مدیون هشتم نوامبر دو سال پیش است؛ روز آزادی شوشا. روزی که ارمنستان را دست به دامان روسیه کرد تا ظرف یک روز صلحنامهای ارائه دهد. روزی که آزربایجان را به جایگاهی رساند تا درباره وقایع منطقه بیتفاوت نبوده، با خیال آسوده به حمایت از حقوق انسانی انسانهای بیدفاع برخیزد و همین میتواند نقطهی عطفی در تاریخ آزربایجان، ایران و کشورهای منطقه باشد.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی