
گادتب: ضمن تبریک این روز تاریخی باید گفت؛ «بیزیم وطنیمیز آزربایجان دیر؛ قانیمیزلا، جانیمیزلا یازیلان آزادلیق اولکهسی! ۲۱ آذر، میللی شؤورون و حیاتیمیزین نمونهسی دیر!»
حکومت ملی آزربایجان شاید تنها یک سال دوام آورد، اما حقیقتی را آشکار کرد که هنوز در جان مردم زنده است؛
حقیقتی دربارهٔ کرامت، عدالت، زبان، و حق مشارکت در تعیین سرنوشت خویش.
در آن دوران، چیزی فراتر از یک ساختار سیاسی شکل گرفت:
روحی بیدار شد و مردمی احساس کردند که میتوانند هویت و خواست خود را با صدایی بلند بیان کنند.
این حقیقت را میتوان در جملهای از پیشهوری به وضوح دید:
«بیزه بو دونیا اولکهلری ایچینده بیر وطن وار، اودا قانیمیزلا آدینی یازدیغیمیز آزربایجاندیر.»
این سخن، چه در قالب نقل مستقیم و چه بهعنوان میراث شفاهی بازتابدهندهٔ احساسی است که در میان بسیاری از آزربایجانیها جریان دارد؛ احساسی از پیوند عمیق با سرزمینی که نامش با رنج، تلاش، زبان و حافظهٔ جمعی نوشته شده است.
پیشهوری در سخنان ثبتشدهٔ خود نیز بر همین مضمون تأکید میکرد؛ بر این خواست که آزربایجان باید با عزت و آزادی، نه با احساس فرودستی، در آیندهٔ خود نقش داشته باشد.
فارغ از داوریها، حکومت ملی آزربایجان حقیقتی را در تاریخ معاصر آشکار کرد:
تمایل به عدالت اجتماعی، زبان مادری، و فراتر از آن استقلال، حقیقتی که نمیتوان خاموشش کرد.
«۲۱ آذر میللی دولتچیلیک بایرامی قوتلو اولسون»
«آراز امان»
زندان اوین
۲۱ آذر ۱۴۰۴
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی