
گادتب: تهرانچیهای شبستر چندین برابر ساکنانش است که با بازگشت آنها در ایام تعطیل، جو شهرستان تهرانی و دامنههای «میشو» میزبان سیزده بدر آنها میشود. در این فرصت، برخی نیز سعی در جایگزینی لغت میشاب بجای میشو دارند تا سنگ بنای تحریف دیگری را گذاشته باشند و مسئولان مرندی خیلی پیشتر، مناطق نزدیک این قلل را دهستان میشاب نامیدهاند.
کتاب «مقدمهای بر جغرافیای فرهنگی» تالیف تری ج. جردن و لستر راونتری (ترجمه سیمین تولایی و محمد سلیمانی) برای فهم معانی برخی اسامی جغرافیایی، تقسیم لغت به دو بخش عام و خاص را مطرح کرده که بخش عام؛ لغت متواتری است که از حیث ردیابیِ گسترش فرهنگها جایگاه ارزشمندتری دارد. برای مثال لغت ائو، اَو، اؤو، اؤ؛ به معنی منزل و مسکن، بخش عام لغاتی مانند خییو (مرکز ماحال مشکین)، هیرو (مرکز خلخال)، سِرو (منطقه مرزی اورمیه)، گَرو (منطقهای در اردبیل، محلهای در تبریز) و میشو است که دولتیها برخی از این «او»های آخر اسامی، مانند روستای زینو در شبستر و روستاهای بَرکو و دیرو در سراب، را به اب تبدیل کرده بصورت زیناب، برکاب و دیراب نوشتهاند در حالیکه اگر این اسامی زیناب، برکاب و دیراب بود، مردم عادی آنها را نیز مانند سراب، تیرشاب، داراب، اندراب و… همچنان با اب تلفظ میکردند در حالیکه چنین نمیکنند.
چنانکه در اشعار معجز شبستری میبینیم فرم صحیح این کلمات با دو حرف واو است:
نکشم دست از گریبانش/ چای اگر در سر میشوو باشد
نان مغشوش در شبستر ما/ گندم خوب در زینوو باشد.
و میشو نام قلهی واحدی نیست بلکه نام رشته کوهی شامل پنج قله است. فلک داغی در نزدیکی سوفیان و هیرو (با چند نام دیگر) همسایه آن است. چنآوان داغی (یا شانجان داغی) نزدیک شبستر، ال- المدار نزدیک کؤشسارای و گؤیزنگی نزدیک یام قرار دارد. اهالی شبستر لغت میشو را بیشتر به چنآوان داغی و اهالی مرند بیشتر به هیرو اطلاق میکنند.
ال- المدار چندین قله (مانند کوسابابا) در نزدیکی دریان دارد و به آنها دریان میشووو میگویند که انتهای رشتهکوه میشو هستند و بعد از آنها، در دهستان چهرگان کوهی به نام بئشداش داغی قرار دارد؛ که با توجه به این دو اسم و موارد فوق، شاید لغت بئشاو به معنی پنج منزل، با تبدیل متداول ب به م (مانند بن، من)، بصورت میشو درآمده که اسم عامی برای رشته کوههایی شامل پنج قله یا پنج منزلگاه بوده است.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی