گادتب: اوایل دهه هفتاد بود که رفسنجانی موفق شد با وعده سازندگی و آبادانی مناطق مرزی بخشی از روشنفکران ملیتهای ایران را با خود همراه سازد. ولی مهندس نعمتزاده (وزیرصنایع وقت) در سفر به تبریز گل کاشت و مکنونات قلبی و ناگفتههای بزرگترش را بدون کم و کاست بیان نمود. ایشان در این سفر گفتند: کردستان، بلوچستان و آذربایجان عقب مانده هستند چون مسولان محلی آنجاها عقب ماندهاند(منظور مردم آنجاها) و اگر اصفهان کارخانه دارد برای این است که ذهن اصفهانی توسعه یافته است برای اینکه لیاقتش را دارد نوش جانش.(مجموعه مقالات سمینار آذربایجان و توسعه، ص 23 و 24 ) این اظهارات انعکاس فضای ذهنی کابینه وبزرگ خاندان و همچنین سایر مرکزگرایان بود و هشداری برای همه فریب خوردگان آنها.
حسن روحانی هم در سفر اول اردیبهشت خود به تبریز ترکی را سرمایه ملی توصیف کرد و بطحایی در نقش آن طفل نادان ظاهر شده و دروغ بزرگترش را فاش کرد. اما این بار فریب خوردگان و هواداران آنها پرروتر از آن هستند که پا پس بگذارند. آنها چند روزی است وزوز میکنند که مشکل اصلی و فعلی مردم و کشور زبان محلی نیست، بزرگش نکنید؛مگر زبانهای محلی چقدر مهم هستند؟
باید گفت که زبان اقلیتها یکی از اساسیترین مسائل نه تنها ایران بلکه همه جهان است. طبق برآوردی که سازمان ملل متحد در سال 1995 در پروژه اقلیتهای در معرض خطر بدست آورد 268 ملیت و اقلیت عمده سیاسی در کشورهای بزرگ جهان شناسایی شدهاند که متکلمان آن زبانها از طرق مختلف جهت اعاده حقوق زبانی و فرهنگی خود تلاش میکنند. تعداد افراد ذینفع در این جنبشها کمی بیش از یک میلیارد نفر یا 17.7 درصد از جمعیت کره زمین است دوسوم این مردم اقلیتهایی هستند که در جستجوی شناسایی بین المللیاند. به دنبال چنین تحقیقاتی موسسات، تشکیلاتها و نهادهای بین المللی در تاریخ 6 الی 9 ژوئن 1996 در بارسلونا گردآمدند و اعلامیه جهانی حقوق زبانی را منتشر کردند که در آن از همه کشورهای امضاکننده خواسته شده تمامی مراحل زندگی یک فرد درهمان زبان مادری برایش میسر گردد.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی
