
گادتب: با مروری ساده بر اوضاع فرهنگی و اجتماعی شهرهای بیجار و قروه (حداقل) طی چهل سال گذشته به خوبی متوجه می شویم که این دو شهر شیعی در طول چهار دهه ی اخیر دچار تغییرات قومی و مذهبی شده است. برای صحبت کردن و نوشتن از این پدیده و معلول اجتماعی، حتما لازم نیست که در اعماق تاریخ تحقیق و تفحص کنیم چراکه آنچه که عیان است چه حاجت به برهان و بیان است.
در طول یکصد سال گذشته و خاصه طی سی چهل سال اخیر شاهد آن بودیم که مهاجرت اکراد سنی از دهگلان و روستاهای آن به شهر قروه و از دیواندره و روستاهای آن به شهر بیجار گروس افزایش چشمگیری داشته است. البته مهاجرت و ورود سیل آسای آواره گان اکراد عراق در اوایل دهه هفتاد به غرب آذربایجان و منجمله شهرستان های قروه و بیجار گروس از دیگر دلایل افزایش جمعیت اکراد سنی در این دو شهر شیعی می باشد.
بخش عمده ای از این آواره گان کرد در قر وه و بیجار و دیگر شهرهای غربی تابعیت ایرانی گرفته و با صدور شناسنامه برای آنها عملا و علنا منجر به تغییر بافت فرهنگی_اجتماعی و مذهبی در شهرستان های مذکور شد.
مسأله، مسأله حضور و یا عدم حضور، مهاجرت یا عدم مهاجرت اکراد سنی به این شهرها نیست، کسی مخالف حضور اکراد سنی در این مناطق نیست بلکه مسأله اصلی، مسآله ادعای ارضی و هویتی آنان بر مناطقی است که در آن بعنوان مهاجر ساکن شده اند. مهاجرانی که در ابتدا در قالب آواره گان آمدند ولی ماندند و اکنون ادعای ارضی و هویتی بر خاک و تاریخ شهرستان های قروه، بیجار گروس و حتی سونقور دارند .
اوضاع و مسأله وقتی حادتر می شود که طی سه دهه اخیر بنا به دلایلی منجمله زاد و ولد بالای اکراد سنی شاهد افزایش جمعیت آنها در این مناطق بوده و هستیم که نتیجه آن به صورت تغییر_بافت_فرهنگی_اجتماعی_و_مذهبی شهرستان های بیجار گروس و قروه نمود یافت و مسأله و چالش اصلی از جایی شروع می شود که افزایش جمعیت بر ای آنها یک امتیاز محسوب شده و از قبل آن ادعای ارضی و تاریخی و هویتی و حتی مذهبی نیز پیدا کرده اند.
متاسفانه با وخامت اوضاع اقتصادی، کشاورزی،دامداری،صنایع دستی بیجار گروس و شهرستان قروه طی دهه های اخیر، شاهد مهاجرت ساکنان بومی این دو منطقه به سمت تهران و شهرک های اقماری آن بوده ایم و از طرف دیگر افزایش جمعیت اکراد سنی در کنار سرریز شدن جمعیت دیواندره و دهگلان به سمت بیجار و قروه منجر به تغییر تدریجی بافت جمعیت شیعی قروه و بیجار به نفع اکراد سنی شد.
به دنبال تغییر بافت جمعیتی شهرهای بیجار و قروه شاهد تغییر برخی از عناصر فرهنگی و اجتماعی و قومی و مؤلفه های اصیل شیعی هستیم که در صورت تداوم این تغییر باید شاهد تغییرات بنیادین در مؤلفه های مذهبی و اعتقادی منطقه نیز باشیم.
واقعیت امر این است که ما معتقد به وحدت و برابری و برادری با دیگر اقوام و مذاهب هستیم در صورتی که طرف مقابل نیز معتقد به مبانی وحدت و برادری باشد ولی متاسفانه کف جامعه ی بیجار و قروه و ظواهر امر، چیزی دیگری را نشان می دهد که ذهن هر دغدغه_مند شیعی را به خود مشغول می نماید.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی