یکشنبه , آوریل 26 2026
azfa

دکتر توحید ملک زاده: علل تمایل عشایر کرد به مراتع کوهستانهای غرب آذربایجان در دوره صفویه

گادتب: بدنبال شکل گیری حکومت صفویه با تم مذهبی در آذربایجان و شرق آناطولی (از دیاربکر گرفته تا قارص) و توسعه آن که با هم مرزی با اراضی عثمانی به انجام رسید، گروههای تورک هوادار صوفیان اردبیل دسته دسته اراضی خود را ترک و خود را به تبریز و اردبیل می رساندند. سلطان بایزید پسر سلطان محمدفاتح فاتح استانبول ارادت خاصی به اجاق اردبیل داشت و در برابر این تحولات سیاسی و اجتماعی چشم می پوشید.

رفتار سلطان عثمانی در فعل و انفعالات شرق عثمانی به هیچ وجه خوشایند مزاج یئنی چری ها و فرزندش سلیم نبود و بالاخره بایزید توسط سلیم خلع و سیاست نرم عثمانی به سیاست خشن سلطان سلیم تبدیل شد.

سلیم با گرفتن فتوایی از علمای عثمانی، افکار صفویان به سرکردگی «اردبیل اوغلو اسماعیل» را مصداق خروج از اسلام تعبیر کرده و به سرکوبی آنها پرداخت.

طرفداران صوفیان اگر شانسی داشتند مهاجرت می کردند و اگر بدشانس بودند کشته می شدند. در طی این سیاست مناطق شرق آناطولی، دیاربکر مرکز آق قویونلوها، شمال بین النهرین خالی از ترکان شده و جایشان به عشایر سنی مذهبی داده شد که ترکها آنها را با عنوان عمومی کرد می نامند. بسیاری از ترکان هم از بیم  جان هم مذهبشان و هم زبان و هویتشان را از دست دادند مانند افشارها که در آناطولی کردیزه شدند و یا زازاها که علوی مذهب باقی ماندند ولی کردیزه شدند.

مرزهای صفوی در آذربایجان هم مرز سرزمینهایی شد که سلطان سلیم به عنوان تیول به سرکردگان عشایر کرد داده بود. این عشایر نیز از همان دوران آغاز حکومت صفوی کارشان حمله به شهرهای مرزی غرب آذربایجان نظیر خوی، سلماس و اورمیه شده بود.

چندی نگذشت که پاره ای از این عشایر به کوهستانهای پر آب و علف آذربایجان رخنه کرده و زندگی در قلمرو صفویه شیعی اما غیر منظم را به زندگی در قلمرو سلطان عثمانی سنی و منظم ترجیح دادند.

آن موقع عثمانی ها دارای سیستم منظم و دقیق مالیات گیری بودند و صفویان بی بهره از این سیستم. لذا عشایر زندگی بدون آقا بالا سر قلمرو صفوی را ترجیح دادند.

مهاجرت عشایر به غرب آذربایجان شدت بیشتری یافت.

شهر و ولایت ساوجبلاغ به مکریان داده شد و آنها صاحب اراضی بیشماری در ذیل حمایت والی آذربایجان و شاه صفوی قرار گرفتند. دستجات عشایر از مناطق مختلف خاورمیانه و شمال بین النهرین به آذربایجان سرازیر شد و به معیشت شبانی خود پرداختند.

عشایر برادوست هم بدین منوال برای اثبات شاهدوستی خود گاهگاهی با عثمانیان در نبرد بودند. در یکی از این جنگها رئیس یکی از عشایر به نام امیر از ناحیه دست رخمی شد و دستش کلا قطع شد.

شاه عباس حامی طرفدارانش بود و در یک مرحله امارت اراضی وسیعی از آذربایجان را به وی داد. حتی برای دلجویی از وی و قدردانی از شاهسونی اش بجای دست قطع شده اش دستی از طلا ساخته به وی فرستاده وی را ملقب به لقب خانی کرد و شد امیرخان. ولی چه فایده؟ شاه عباس گول وی را خورد…

امیرخان که مردم آذربایجان وی را امیرخان چلاق می نامیدند با استعانت از کمکهای سالیانه و حمایتهای شاه عباس در قلعه دیم دیم اورمیه شورش کرد.

شاه عباس اوایل اعتنایی به شورش وی نمی کرد ولی حملات وی به اورمیه جدی تر می شد تا اینکه در طی چند نوبت وی سرکوب شد و برای تامین امنیت پایدار اورمیه تدابیری اندیشید و غرب آذربایجان آرام گردید.

گرچه تاخت و تاز  عشایر هر سال انجام می گرفت ولی تهاجمات عشایر حرکتی مذبوحانه و منفعل تلقی می شد و تا شورش شیخ عبیدالله تحرک گسترده ای از اکراد دیده نشد.

دوباره امتحان کنید

سایین میکائیل بی اویتا و سایین سارا خانیم آذرسون سیدنئی‌ده ۲۳ آپریل اوشاقلار گونو تدبیرین‌ده- ویدئو

گادتب: ۲۳ آپرئل اوشاقلار گونو موناسیبتیله آوسترالییانین سیدنئی شهرین‌ده تورک اؤز تشکیلاتی طرفین‌دن تدبیر تشکیل …

ترامپ: پیشنهاد اولیه را رد کردم؛ ظرف ۱۰ دقیقه نسخه «بهتر» آوردند

گادتب: دونالد ترامپ در اظهاراتی درباره روند مذاکرات اعلام کرد که طرف مقابل ابتدا پیشنهادی …