
گادتب: تقویم هر ملتی متناسب با نوع فرهنگ، مختصات سرزمینی و سوابق تاریخی آن در طول زمان تنظیم شده است. در آزربایجان که جزو اقلیم سرد شناخته میشود، در دوران کهن و اسطورهای، برای عبور از مرحله یخبندان و زمستان طولانی، چیللهگئجهسی از اهمیت خاص ادراکی و الزاما آیینی برخوردار بود. مقطعی که با عبور از آن، زایش خورشید و گرمابخشی طبیعت آغاز میشود تا نوید بهاران در ادامه طبیعت را در پیش بگیرد. چنین شاخصی حتی در مطالعات اخترباستانشناسی سایت شهریئری هم مشهود است. (زرگری ۱۳۹۵) بویژه در دوران اشکانی مشاهده میکنیم که میترائیسم با فراگیری و گسترگی زیادی که در این سرزمین به خود اختصاص داده بود، بر اهمیت همین روز یا انقلاب_زمستانه تاکید داشت.
اصولا سیستم تقویمی تورکان نه به صورت قمری بلکه برمبنای گردش سالیانه خورشید استوار بود و حتی اقوام کوچرو آنان نیز از گاهشماری شمسی استفاده میکردند.(دیوانالغات محمود کاشغری) مبنای این چرخش سالیانه هر چند که در مواردی نادر، نوروز را هم مخصوصا در میان برخی از تورکان آسیای میانه شامل میشده؛ اما در تطبیق با شرایط و سوابق مستدل موجود در آن جعرافیا و یا در آزربایجان، شب چیلله اهمیتی غالب داشته است.
به هر رو، تطابق اقلیمی و حضور ریشههای فرهنگی میترائیسم در اروپا باعث شد که فراتر از یک تلقی مذهبی در مسیحیت، محدودهای از همین ایام بهعنوان شاخصی تقویمی مورد استقبال قرار گیرد. اولین فردی که در پی نزدیکی باورهای مهری و انتقال آن به مسیحیت تلاش کرد، امپراتور اورئالیوس بود ولی در ادامه، همسانیهای هویتی، بازیگر موضوع شد تا به یک مقبولیت و استمرار زمانی برسد. در اصل، مبنای گاهشماری غربی یا میلادی، ارتباط مستقیمی با شب تولد مسیح نداشته و بیشتر حالتی قراردادی از منظر تاریخی بوده است. بنابراین، تقویم شمسی میلادی نهتنها الزاما ارتباط مستقیم یا مذهبی به باورهای مسیحیت ندارد، بلکه مبنای “خورشیدی” بودن آن و بویژه شاخص تغییر دوره سالیانه که کموبیش بر پایه روز “انقلاب زمستانی” قرار دارد، میتواند از منظر تاریخی و هویتی در آزربایجان نیز مرسوم شود. این موضوع علاوه بر موارد فوق، با شیوه و روال متداول در اکثریت کشورهای جهان از جمله بسیاری از کشورهای مسلمان نیز مطابقت داشته و میتواند از منظر همکاریهای بینالمللی هم مورد توجه قرار گیرد.
موضوع دیگر زاویه نگرش در مقوله روانشناسی اجتماعی است. بدین صورت که در ایام پائیز و در نیمکره شمالی، همراه با کوتاه شدن طول روزها، اکثریت مردم مستعد افسردگی نهان و آشکاری میشوند که کیفیت روابط انسانی را تهدید میکند. آمارهای رسمی در این مقاطع زمانی نشان میدهد که درصد تصادفات رانندگی، نزاع، طلاق، و اختلافات مختلف با رشد و افزایش تعداد مواجه میشود. بنابراین با قرار دادن مبنای سال نو در این ایام، جامعه به دلیل مشغول شدن با تدارکات لازم استقبال از سال نو، با راحتی بیشتری از این بازه زمانی عبور مینماید. مدیران اجتماعی و فرهنگی اروپا نیز که بدین موضوع اشرافیت دارند، حتی برای ایجاد تاثیری مضاعف، تعداد زیادی از سمپوزیومها، نمایشگاهها و رویدادهای هنری و فرهنگی خود را نیز به ایام پائیز و زمستان اختصاص میدهند. موضوعی که از منظر اقتصاد گردشگری هم واجد اهمیت است.
بنابراین و در یک جمعبندی، مناسب خواهد بود تا به دور از مبانی متعصبانه یا کوتاهنگرانه، مبنای سال نو خود را بر چنین روزی قرار دهیم. ضمن آنکه جشن نوروز یا استقبال از بهار نیز همچنان میتواند جایگاه طبیعی خود را حفظ نماید.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی