
گادتب: شنبه یکم آذر ۱۴۰۴، حوالی ظهر، مطلع شدم که آقای م.م عضو سابق شورای شهر رشت، با عموی آقای ودود اسدی تماس گرفته و خواستار دیدار و گفتگو با من است. به دلیل شرایط روحی تایماز این دیدار را به شرط حضور و گفتگو در منزل عموی ودود پذیرفتم.
حدود ساعت ۷ این دیدار آغاز شد. در ابتدا گفتگو را با این خبر آغاز کردند: “میخواستند شما را هم بازداشت کنند”!. سپس به من گفتند که اگر به ما قول دهید که ودود اعتصابش را بشکند و فعالیتش را کنار بگذارد میتوانیم پرونده دادگاه رشت را ببندیم و آزادش کنیم.
در پاسخ گفتم که اولا هر تصمیمی که ودود گرفته و میگیرد قطعا منطق و تفکری پشت آن است، و من و یا شخص دیگری نمیتواند از جانب او به شما و یا دیگران قولی بدهد. و ثانياً با شناختی که از ودود دارم، تا به حال او چیزی برای خودش نخواسته و یقین دارم از این به بعد هم نخواهد خواست. تا زمانی که دیگر فعالین آذربایجانی به ناحق در اسارتند ودود هیچگاه این آزادی را نخواهد پذیرفت. و حتی شنیدن این پیشنهاد برای او تلخ تر از زهر خواهد بود.
اصرار کردند که پیغام مارا به ودود برسانید و در جواب گفتم که با وجود اینکه میدانم و شما هم خوب میدانید که پاسخ ودود چه خواهد بود، پیغام شما را به او خواهم رساند.
ماجرا را به ودود گفتم و به قدری از بی شرمی و وقاحت فرستندگان پیغام عصبانی شد که از کار خود پشیمان شدم. ودود گفت که من مرتکب هیچ خطا و گناهی نشده ام و برای خطا و گناه نکرده از هیچ احدی عفو و بخشش نخواهم خواست و آزادی های مشروع و انسانی و حقوق شهروندی و حق آزادی بیانمان را از کسی گدایی نخواهم کرد. چیزی جز حق ملتمان را نخواسته ایم و تا زمانی که بی عدالتی وجود دارد هرگز سکوت نخواهم کرد. ما آزادی را نه برای خود بلکه برای تمام ملتمان میخواهیم و مرگ برای من بهتر از این آزادی است که دیگر فعالین آذربایجانی و مطالبه گرانِ حق مردم به نا حق در اسارت باشند و من شرافتم را با آزادی از بند معامله کنم.
آنها خیال میکردند میتوانند با معامله، ترس و با وعدهی آزادیِ تلخ تر از زهر، صدای ما را خاموش کنند اما انگار نمی دانستند که ودود و امثال ودود، انسانهایی نیستند که شرافتشان را با بستن یک پرونده و آزادی از بند عوض کنند.
من تمام این مدت، در برابر بسیاری از تهدیدها سکوت کردم. اما وقتی که خبر هجوم به خانه آقای طاهر نقوی و بیحرمتی به همسرش و بازداشت او را شنیدم، وقتی دیدم که مرزهای اخلاق را یکییکی شکستند، وقتی دیدم با این تهدید ها میخواهند که خانواده هارا بشکنند تا صدای حق خواهیشان را خاموش کنند، فهمیدم که دیگر سکوت من خیانت است به ودود و راه او، خیانت است به خانوادههایی که همین امروز زیر لگد تهدیدها خم میشوند.
از امروز دیگر در برابر هیچ تهدیدی سکوت نخواهم کرد.
نه از شما میترسم، نه از پروندهسازی، نه از بازداشت.
شما تنها چیزی را از من میگیرید که سالهاست از ما گرفتهاید: آرامش.
اما صدایم را، شرافتم را، و حقخواهی ودود را، هرگز نمیتوانید خاموش کنید.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی