
گادتب: در سالهای اخیر، شاهد رواج روایتهایی خاص و دروغین در رسانهها و فضای روشنفکری فارسیزبان هستیم که تلاش دارند تاریخ زبانی و فرهنگی ایران را به شکلی یکدست و مرکزگرا بازنویسی کنند. یکی از چهرههایی که در این مسیر سخنانی بحثبرانگیز مطرح کرده، محمد صحافی است. وی مدعی است که زبان آموزش، دیوانسالاری و فرهنگ عمومی در ایران، همواره فارسی بوده و تحمیل زبان فارسی از دوره رضاشاه آغاز نشده است.
این مقاله، با تکیه بر منابع، اسناد تاریخی و روایتها، به بررسی انتقادی این ادعاها پرداخته و تصویر دقیقتری از واقعیت تاریخی ارائه میدهد.
۱. زبان مکتبخانهها در دوره قاجار: فارسی یا ترکی؟
ادعای صحافی: زبان آموزش در مکتبخانهها فارسی بود.
بررسی تاریخی: سفرنامهها و منابع خارجی (مانند ژان شاردن، براون، هوگو گروته) نشان میدهند که مکتبخانههای مناطق ترکنشین، از جمله آذربایجان، اران و قفقاز، به زبان ترکی آموزش میدادند.
در خود تهران نیز، در محلات ترکنشین مانند سنگلج، مکتبخانههایی به زبان ترکی فعال بودند.
اگر پدر صحافی شاهنامه را حفظ بود، این نه نشانهای از آموزش همگانی، بلکه گواه تحصیل ویژه و شخصی است، چرا که شاهنامه اصلاً در مکتبخانههای عمومی تدریس نمیشد. در مقابل آن در اکثر شهرهای ترکنشین وقتی کسی با فرزندان خردسال خود به فارسی صحبت میکرد به او می گفتند: اردبیل قاشیغی ایله انگلیس پوخو یئمه!!!
۲. زبان دیوانی: کارکرد رسمی یا زبان مردم؟
ادعای صحافی: فارسی، زبان دیوانی در دورهی ترکان بود.
بررسی تاریخی: این ادعا تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد. زبان فارسی در دربار و سطوح بالا کاربرد داشت، اما در دیوانهای محلی و قضایی، زبان ترکی رواج داشت.
نمونهها: اسناد دادگاههای شرع آذربایجان تا اواخر قاجار به زبان ترکی تنظیم میشد.
فرمانهای حکام محلی مانند شاهسونها به ترکی صادر میگردید.
مکاتبات امیرکبیر با حاکمان آذربایجان نیز به زبان ترکی نگاشته شده است.
نامه پتر روسیه به شاه عباس ترکی بود.
۳. تحمیل زبان فارسی: فقط از رضاشاه آغاز شد؟
ادعای صحافی: رضاشاه تحمیلکننده زبان فارسی نبود.
بررسی تاریخی: وجود ۶۰ کتاب آموزشی ترکی پیش از ۱۳۰۴ خود گواهی است بر نیاز گسترده به آموزش به زبان ترکی.
وزارت معارف پهلوی از سال ۱۳۰۴ سیاستهای یکسانسازی زبانی را آغاز کرد و به تدریج آموزش به زبانهای بومی را ممنوع اعلام کرد…
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی