گادتب: بخش 1: ایجاد
در قرن اخیر سیاست جدید استعمار در منطقه خاورمیانه برای تداوم حضورشان در این منطقه در قالب ایجاد حکومتهای خیالی یا ایجاد آرزوی حکومتهای بزرگ بروز پیدا کرد.
قالب کلی این سیاست ایجاد آرزوی یک کشور بزرگ در بین قومیت های خاصی و تشویق و حمایت از انها برای ایجاد این این سرزمین موعود به قیمت هرگونه جنایت. نمونه اول این آرزوی ایجاد یک کشوری یهودی به نام اسرائیل بزرگ است.
منطقه بزرگ از خاورمیانه از نیل تا فرات. نمونه دوم آرزوی ایجاد ارمنستان بزرگ از دریا تا دریا و نمونه اخیر نیز کشوری خیالی به نام کردستان بزرگ است. اما از تجربه ارمنستان بزرگ و اسرائیل بزرگ چند نکته مهم حاصل میشود:
1( هر دوی این طرح ها با خونریزی و جنایت علیه کشورهای منطقه شروع گردید. اوایل تشکیل این دو جنگها و درگیری های خونباری به وقوع پیوست که در ان غالب قربانیان کودکان و افراد بیگناه بودند. نسل کشی پدیده مشترک این دو است. یهودیان با کشتار و پاکسازی فلسطینیان و اعراب قصد ایجادی کشوری یکپارچه از نظر دینی و قومی را داشتند. ارامنه نیز در اوایل قرن بیستم با کشتار تورکها به کمک روسها و با حمایت میسیونرهای در مناطقی که اکنون ارمنستان نامیده میشود و نیز در غرب و شمال آزربایجان و شرق تورکیه دنبال هدف مشابهی بودند. هنوز هم زخم جنایات ارامنه در قره باغ بر تن ملت تورک آزربایجان تازه است که البته نقش برخی کشورهای منطقه همچون ایران که ادعای ضداستعماری دارند، در بوجود امدن این اتفاقات کاملا قابل تامل است.
2) غالب جمعیت این مناطق را بومیانی تشکیل میدهند که باید برای تحقق این آرزوها از بین بروند. در سرزمین موعود یهودیان غالب مردم عرب و تورک بوده که باید از بین میرفتند. در مورد ارمنستان بزرگ نیز غالب مردم نیز تورک بوده که باید برای تحقق این توهم باید از میان برداشته میشدند.
3) هر دوی این کشورهای خیالی برای پیشبرد اهدافشان نیازمند سه عامل هستند. اول حمایت قدرتها یا کشورهای فرامنطقه ای دوم داشتند لابیهایی در آن کشورها و سوم داشتند گروه ها و جوخه های ترور.
4) هر دو اینها دارای مردمانی با افکار ناسیونالیستی افراطی هستند.
در سالهای اخیر تصور میشد که استعمار به این دو کشور خیالی به عنوان اهرم فشار و تشنج در منطقه بسنده کرده است. اما با وقوع جنگ علیه تروریسم در منطقه و حمله به عراق زمزمه هایی از تکرار داستان قدیمی استعمار در قالبی جدید به گوش میرسید. بنظر میرسید که منطقه دوباره شاهد فرزند ناخلف جدید خواهد بود.
کردستان بزرگ خیالی همین فرزند نا خوانده از طرف استعمار بود. با یک نگاه کلی به این مسئله و دو مورد مشابه یعنی ارمنستان و اسرائیل مشابهت های غیر قابل باوری بین این ها مشاهده میشود.
کردستان جدید بر پایه نژادی مردمانی هستند که در این منطقه در اقلیت می باشند. برای نمونه بارزانی با آنکه در اعلام آمار اغراق مینماید ولی اذعان میکند که در داخل این نقشه خیالی از 50 میلیون نفر 35 میلیون تورک و عرب و جود دارند. کردها نیز برای پیش برد اهدافشان وابسته کامل به حمایت کشورهای فرامنطقه ای هستند.
مطمئنا به وجود آمد حکومت نیمه خودمختار شمال عراق بدون حمایت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی هوسی بیش نبود. حتی بوجود امدن این حکومت نیمه خودمختار با درگیریها و ترورهای خونبار و همراه با پاکسازی قومی بود.
برای نمونه ترکمنهای عراق به عنوان یکی از بومیان منطقه در مناطقی که اکنون کردستان عراق نامیده میشود در قرن 21 شاهد ترورها و قتل عام های خونباری از طرف کردها بوده و است. در همین ماه های اخیر حدود 13 نفر از مردمان تورکمن و عرب از کرکوک و مناطق تحت نفوذ بارزانی با زور اخراج شده اند.
آنچه که از این مطالب میتوان دریافت این است که اکنون نقشه کردستان بزرگ نیز راه مشابه همانند ارمنستان و اسرائیل طی میکند اما وضعیت به مراتب بدتر خواهد داشت زیرا نه همچون ارامنه دارای قرابت دینی با کشورهای غربی است نه آنکه همچون اسرائیل دارای لابی های بسیار قدرتمند در قلب این کشورها است.
در نهایت توهم کردستان بزرگ به وقوع نخواهد پیوست اما باز تشنج در منطقه شدت خواهد گرفت که نتیجه ای جز فشار و عقب نگه داشته شدن ملتهای منطقه نخواهد داشت و همچنان که گفته خواهد شد حاصل یک کشور کوچک منزوی همچون ارمنستان که برای بقا و ادامه حیات وابسته به کشورهای بیگانه خواهد بود.
ادامه دارد……………
تورک سسی
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی
