گادتب: همانگونه که در مطلب قبلی اشاره کردم، اظهارات اخیر وزیر آموزش و پرورش دولت روحانی در خصوص ممنوعیت به کارگیری زبان مادری در امر آموزش با واکنشهای گستردهای از سوی طیفهای مختلف فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی مواجه شد. با این حال، به نظر میرسد که یکی از جنبههای مهم سخنان وی، آنچنان که باید و شاید، مورد توجه قرار نگرفته است. به نحوی که تاکنون هیچ کدام از افرادی که در مقام نقد گفتههای وی برآمدهاند، هیچگونه اشارهای به این موضوع خطیر نکردهاند.
به نظر میرسد موضوع زبانهای مادری در ایران، هم از سوی عوامل و نهادهای حکومتی و هم از سوی فعالین مدنی آن قدر سیاسی شدهاست که در چنین مواقعی تحلیل سایر جنبههای ممکن به آسانی مورد غفلت قرار میگیرد. به هر حال، افاضات آقای وزیر در عین حال که حاوی جنبههای نژادپرستانه ، تفرقهافکنانه و قانونستیزانه بود و میبایستی از این مناظر مورد نقد قرار میگرفت، حاوی جنبههای غیر علمی و حتی ضد علمی هم بود که لازم بود مورد نقد قرار گیرد ولی متاسفانه این امر تاکنون مورد غفلت قرار گرفته است.
در دوران معاصر، موضوع روش تدریس و نظریههای آموزشی دانش گستردهاست که منابع علمی متعددی در این خصوص وجود دارد و انتظار میرود وزیر آموزش و پرورش بهتر از دیگران با چنین دانش گستردهای آشنا باشد. از سوی دیگر، تحقیقات گستردهای نیز در خصوص نقش زبان مادری و همچنین نقش دوزبانگی در امر آموزش صورت پذیرفته است. پژوهشگرانی که در حوزه روانشناسی شناخت فعالیت میکنند یافتههای ارزشمندی در خصوص نقش زبان مادری در شکلگیری و تقویت فرآیندهای ادراکی و شناختی ارائه دادهاند.
کوتاه سخن اینکه بیانات آقای وزیر علاوه بر آنکه حاوی جنبههای نژادپرستانه، تفرقهافکنانه و قانونستیزانه بود، از منظر علمی نیز در تقابل آشکار با آخرین یافتههای علمی در زمینه روش تدریس، نظریههای آموزشی، روانشناسی تعلیم و تربیت بود و تاثیری که سیاستهای وی بر امر آموزش دانشآموزان غیر فارسزبان خواهد داشت، غیر قابل جبران خواهد بود.
ادتاج اتحادیه دمکراتیک ترک آذربایجان جنوبی
